محمد رضا واليزاده معجزى
604
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بالاخره محسنآباد را گشود ، نظام السلطنه را اسير و باقيمانده اموالش را غارت كردند . شيخ على خان بعد از اين فتح كه باطنا قصدش غارت و ظاهرا به يارى سيف اللّه خان و ديوان بيگى و خويشان زن خود شتافته بود ، مدتى با قيطول و طايفه خود در حومه شهر خرمآباد متوقف گرديد و بعد از چند روز در اوايل آبانماه بهطرف گرمسير حركت كرد . در اسفندماه 1325 حكم معزولى نظام السلطنه به دستش رسيده بود و مشاراليه مىخواست قبل از پايان فروردينماه از منطقه لرستان خارج شده باشد . زيرا چنانچه پيش از آن موقع از لرستان خارج شده بود شيخ على خان بيرانوند با كوچ بار ايل بيرانوند از گرمسير مراجعت مىكرد و با سابقه عداوتى كه فيما بين بيرانوند و نظام السلطنه وجود داشت ، آنها نمىگذاشتند نظام السلطنه سهل و آسان و بلامزاحم به تهران برود و قطعا براى غارت به او حمله مىكردند و يحتمل كه خودش را هم در اين ميان نفله مىكردند . تصادفا در اسفندماه آن سال هواى لرستان بىاندازه سرد بود و برف زيادى هنوز روى زمين بود و با نبودن وسايل سريعالسير در آن زمان براى اردوى او حركت با قاطر و اسب و طى مسافت بعيد بين خرمآباد و تهران خالى از زحمت و خطر نبود و بنابراين بهترين موقع حركت براى او ماه اول بهار بود كه هم هوا مساعد بود و هم از تعرض ايل بيرانوند كه هنوز از گرمسير مراجعت نكرده بودند ، در امان بود و هرگاه مراعات اين نكته را نمىكرد و با ايل بيرانوند كه علاوه بر دشمنى با او شرور و غارتگر بودند ، مصادف مىگرديد نظر به اينكه حاكمى معزول بود از طرف طوايف ديگر هم تصور نمىرفت اشخاصى ياريش دهند و او بدون حامى و فريادرسى خود و اردويش به دست ايل بيرانوند مضمحل مىگرديد . نظام السلطنه با احتساب اين نكات درصدد تدارك لوازم مسافرت برآمد ، ولى ترتيب حركت را چنان داد و برنامه را طورى تنظيم كرد كه ضرب شستى به مقدمه كوچ بار بيرانوند كه در حركت به سوى لرستان تعجيل كرده بودند ، زده باشد تا هم طبيعت انتقامجوى خويش را ارضاء كرده و هم راز معزول شدن او در ميان مردم فاش نشود . « 1 » بنابراين مقدمات نظام السلطنه در فروردين ماه تحت عنوان استفاده از هواى لطيف فروردين و تعليف قاطرهاى قورخانه و آبدارى و اسبهاى سوارى به سوى زاغه و هرو حركت كرد كه از آنجا خود را به بروجرد برساند . با اين نيت به دارودسته خويش اعلام كرد كه قصد دارد به استقبال مقدمه كوچ بار ايل بيرانوند كه از گرمسير
--> ( 1 ) . در اواخر عهد استبداد كه دستگاه دولت ضعيف شده بود ، نسبت به حكامى كه از خدمت معزول شده بودند ، با بىاعتنايى نگريسته و اگر قدرت دفاعيه حاكم را كافى نمىديدند او را غارت مىكردند .