محمد رضا واليزاده معجزى

597

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

هجوم اهل شهر به خانه امام‌جمعه و انتقال نظام السلطنه به خانه حجة الاسلام حاج ملا رشيد ضيائى آماده شدن خوانين سگوند و بيرانوند براى مشايعت نظام السلطنه و تذكرات و شماتت‌هاى حجة الاسلام حاج ملا رشيد مجتهد ( ضيائى ) و نفوذ كلامى كه اين روحانى غيرتمند و باتقوى در ميان مردم داشت ، رگ غيرت خرم‌آبادىها را به حركت آورد . به‌طورى كه خون در رگ‌هاى آنان به جوش آمد و احساساتشان تهيج گرديد و طولى نكشيد كه موج جمعيت با جوش و خروش و حالتى آميخته با ندامت و تعصب به سوى خانه امام‌جمعه ( آقا سيد باقر ) كه نظام السلطنه در آن جا تحت نظر بود ، حركت كردند و براى استخلاص او آماده هرگونه دفاع و اقدام گرديدند . جمعيت از همه‌جا آمدند تا به در خانه امام‌جمعه رسيده و مواجه با در بسته شدند براى اين‌كه خانواده امام‌جمعه از خطرات شورشيان بيمناك شده و به يقين مىدانستند چنين جمعيتى كه صدها نفر جوانان بىخرد و ماجراجو در آن قاطى شده ، مسلما منشاء بروز حوادثى از قبيل قتل و غارت خواهد بود . هر اندازه دق‌الباب كردند در گشوده نشد و زندان‌بانان و نوكران امام‌جمعه از بالاى عمارت شروع به مكالمه با مهاجمين كرده ، علت اين ازدحام را جويا شدند . مهاجمين كه در واقع بايد آنان را توابين نام داد ، جواب دادند كه جهت استخلاص نظام السلطنه آمده‌ايم . در را باز كنيد كه خدمت آقاى امام رسيده و در اين مورد مذاكره كنيم . دربانان و كاركنان دستگاه عريض و طويل امام‌جمعه گفتند : " ما نه مجازيم در را به روى شما بگشايم و نه مىتوانيم نظام السلطنه را مرخص و يا به شما تحويل دهيم " . مذاكره بين دو فرقه اندكى طول كشيد از اينان اصرار و از آنان انكار . بالاخره كار از مكالمه به مجادله رسيد و سخنان ركيك فيما بين رد و بدل گرديد و فحش‌هاى آبدار نثار همديگر كردند . با اين‌كه عمله خانه امام‌جمعه تصور نمىكردند كه اهل خرم‌آباد حريم حرمت امام‌جمعه را شكسته و وارد خانه شوند ، بر خلاف انتظار آنان جمعيت درصدد برآمد كه جهت گشودن در متوسل به اعمال زور و قدرت شوند . قبلا طرفين همديگر را تهديد به تيراندازى كردند و چون مرادى حاصل نشد ، در مقام كندن و شكستن دروازه عمارت برآمدند كه عنفا وارد خانه شوند . دروازه منزل امام‌جمعه مانند دروازه دژهاى قديمى بسيار محكم بود و با اين‌كه مهاجمين صدها قطعه سنگ بر آن كوبيدند ، از جاى تكان نخورد . حاج آقا محمد امامى برادرزاده امام‌جمعه قبلى ( آقا محمد صادق ) كه روى علت تصرفات امام‌جمعه فعلى در املاك و تيولات عمويش با وى سخت دشمن بود ، مردم را راهنمايى كرد كه دروازه را آتش بزنند .