محمد رضا واليزاده معجزى
596
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حبس و اموالم را غارت كردهاند ؟ ! حاج ملا رشيد كه قبلا هم با نظام السلطنه روابط دوستانه داشت و با حسينقلى خان معروف به نظام السلطنه بزرگ عموى نظام السلطنه نيز كمال دوستى را داشت و خانواده آنها را مىشناخت و به واسطه تظاهرات مذهبى نظام السلطنه و به ويژه عزادارىها مفصل او در ايام محرم او را دوست مىداشت ، از رفتارى كه با او كرده بودند به خشم آمد و تصميم گرفت كه تا آخرين حد امكان از او حمايت كند و از قيد اسارت نجاتش دهد و لذا از سران قوم دعوت كرد و پرسيد : « از نظام السلطنه چه عمل خلافى ديدهايد ؟ آيا حرامى را حلال و يا حلالى را حرام كرده ؟ آيا حكم خلاف عدالتى صادر كرده ؟ آيا نسبت به شما ظلم و اجحافى نموده ؟ خداى نخواسته ، ناموسى را هتك كرده ؟ آخر شما با كدام مجوز شرعى يا عرفى او را حبس و اموالش را غارت كردهايد ؟ ! » اهل شهر مانند كسى كه از خواب بيدار شود ، گفتند : « ما از نظام السلطنه عمل خلاف شرع و عرفى نديده و او را مردى متدين و خداشناس مىدانيم و در اين قضايا غير از مطالبه ماليات كه اجارهداران آن را بالا كشيده و نمىخواهند آن را پس بدهند ، گناهى از او نديده و نشنيدهايم . » بعد از گرفتن اين اعترافات گفته بود : « پس شما مردمى كوفى صفت و بىحميت مىباشيد كه در جلو چشم شما مشتى طماع و خدانشناس براى خوردن ماليات دولت با حاكم شهر شما اين طور رفتار مىكنند و در ميان شما يك مرد غيرتمند پيدا نشد كه به اين مردم اعتراض كند كه آخر به جرم چه گناهى حاكم شهر را حبس و اموالش را غارت و اردويش را خلع سلاح مىكنيد آيا مردم بربرستان و زنگبار با حاكم خودشان اينطور رفتار مىكنند ؟ ! » در همين اوقات خان جان سگوند ، برادر حسن خان ايل بيگى ، محبتهايى را كه عموى نظام السلطنه سابقا به او كرده و حكومت بهبهان را به او داده بود به ياد آورده و حاضر شد كه نظام السلطنه را صحيحا به تهران روانه كند و اتفاقا بيرانوندها با سگوندها نيز هم سوگند شدند كه او را صحيحا و سالما به تهران اعزام دارند . اين خبر به گوش خرمآبادىها رسيد و خيال كردند غرض سگوندها و بيرانوندها اين است كه نظام السلطنه و اردو و همراهانش را در بين راه غارت كنند . شنيدن اين خبر و سخنان حاج ملا رشيد تأثير عجيبى در روحيه اهل شهركرد و مانند توابين كوفه سخت نادم و پشيمان شده و آماده دفاع از نظام السلطنه شدند .