محمد رضا واليزاده معجزى

568

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ولى اجراى اين دو ماده هم از اكثر حكام ساخته نبود . شايد بعضى تعجب كنند كه چگونه ممكن است در طى يك قرن و نيم پادشاهى سلسله قاجاريه برنامه كار حكام از اين دو قسمت تجاوز نكرده باشد ولى يك مرور اجمالى در تاريخ اين عصر ادعاى ما را ثابت مىكند زيرا دوران پادشاهى آل قاجار نه تنها عصر ترقى و تعالى ايرانيان نبود ، بلكه از دوره ركود و سكون و فترت هم قدمى فراتر نهاده و حتى از ارتجاع و سير قهقهرائى هم تجاوز كرده بود . چون‌كه اگر ارتجاع را تعبير كنيم ، معنى برگشتن به زمان گذشته را افاده مىكند كه در آن صورت مىرسيم به زمان كريم خان زند و نادر شاه يا عصر افشاريه و زنديه كه دو عصر افتخارآميز و درخشان بوده و رجحان آن بر زمان قاجاريه اظهر من الشمس مىباشد . بنابراين مىتوانيم آن را عصر بىخبرى و رخوت و دوران بدبختى و فلاكت ايران بناميم زيرا در همين زمان بود كه ايران همه‌چيزش را از دست داده از شمار كشورهاى بزرگ دنيا خارج گرديد در حالتى كه در همان اوقات ترقيات علمى و صنعتى كشورهاى اروپايى كه با ما ارتباط كامل هم داشتند ، وضع دنيا را تغيير داده بود . دولت قاجاريه با چشمان خواب‌آلوده خود اين ترقيات شگرف را مىديد بدون اين‌كه ذره‌اى احساس هم‌چشمى و رقابت بكند . گويى به خواب مغناطيسى رفته بودند و از خود اراده‌اى نداشتند . بلى در همين عصر بىخبرى بوده كه ما از مقام و منزلت خود سقوط كرديم و از اوج عزت و اعتبار به حضيض ذلت افتاديم و در رديف كشورهاى وامانده و عقب‌افتاده قرار گرفتيم و اجانب كه در طى قرون متماديه منتظر چنين فرصتى بودند و آرزوى اين‌گونه روزهاى بد را براى ما مىكردند ، بر ما مسلط شدند . رجال اين زمان بر خلاف اجداد غيرتمند و وطن‌پرست خود بالمره غيرت و تعصب و وطن‌دوستى را در طاق نسيان گذارده و نيروى اراده را از دست داده و برده‌وار طوق بندگى اجانب را به گردن انداخته و جلب رضايت آنها را مقدم بر هر كارى مىدانستند و اخيرا كار به جايى رسيده بود كه پادشاه مملكت بدون رضايت و موافقت قبلى سفراء كشورهاى زورمند همسايه توانايى انتخاب صدراعظم و وزيران و صاحبان مشاغل مهمه را نداشت و اگر دولت در حين انجام وظيفه كارى كه اندك مغايرتى با تمايلات آن دولت‌هاى زورمند داشته باشد ، انجام مىداد موقعيتش متزلزل شده و مجبور بود از مقام خود صرف‌نظر كند . در اين‌گونه مواقع حتى شاهنشاه هم قدرت ايستادگى در مقابل فشارهاى آنان را نداشت زيرا بيدرنگ كار به تهديد و التيماتوم منجر مىشد . بدتر از همه‌چيز كاپيتولاسيون تيشه بر ريشه استقلال صورى و ظاهرى ايران كه جز اسم