محمد رضا واليزاده معجزى

569

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بىمسمايى از آن باقى نمانده بود ، نهاده و اختيار را از دست قضات ايرانى ربوده ، يك نفر بىسروپاى خارجى در اين كشور به هرنوع جنايتى دست مىزد و محاكم قضايى ايران حق چون و چرا نداشتند و دولت‌هاى متبوعه‌شان بر خلاف سيره قضايى دنيا آنها را در محاكم خود محاكمه مىكردند ، بدون اين‌كه دولت ايران و محاكم صلاحيت دارد آن اقلا از جريان محاكمه و مجازات مرتكبين اطلاعى داشته باشند . براى استفاده از اين نوع مزايا و سرپيچى از پرداخت ماليات عده كثيرى از ايرانيان بىتعصب و نفع طلب ترك تبعيت ايران را كرده و تابعيت كشورهاى مقتدر را پذيرفته بودند . با چنين اوضاعى واضح است كه رجال ايران كه مصادر امور بودند ، حقوق از خزانه ايران گرفته ولى سرسپرده يكى از كشورهاى روسيه و يا انگلستان بودند و بدون اجازه سفراى دولتين مذكور عملى انجام نمىدادند . كار سرسپردگى اولياء امور به آستان سفارت بيگانه كه در اوايل با قيد احتياط و مستور از نظار صورت مىگرفت ، در اين اواخر به كلى علنى شده و رجال كشور دو تيپ كاملا مشخص و نشان‌دار بودند جمعى قره نوكرهاى دولت انگليس و عده‌اى سرسپردگان دولت روسيه شدند . در موقعى كه سياست همسايه شمالى مىچربيد ، هيأت دولت و استانداران و مسئولين شغل‌هاى حساس از بين نوكران صديق و وفادار آنها تعيين مىشد و اوقاتى كه سياست همسايه جنوبى جلوتر بود ، شاگردان مكتب آنها زمام امور را در دست مىگرفتند . بالاخره دخالت صريح اجانب در كارهاى مملكت روزبه‌روز ايران را ضعيف‌تر و فساد را در دستگاه حكومت بيشتر و اولياء امور را خائن‌تر و خرابىها را بيشتر ساخت تا جايى كه از ايران فقط نامى باقى مانده بود . هرج‌ومرج در همه‌جاى كشور " حتى پايتخت " حكمفرما بود . اوباش و قداره‌بندان از مردم باج سبيل مىگرفتند و دستگاه حكومت قادر به تنبيه آنها نبود . حكام و ولات كه صدى نود و پنج از تيپ شاهزادگان بودند ، غالب اوقات خود را به عياشى و باده‌گسارى صرف مىكردند و به واسطه قرب به مقام سلطنت نه افراد ملت را ياراى اعتراض بود و نه دربار نظم و ترتيب معينى داشت كه پرواى رسيدگى و كنترل بر اوضاع را داشته باشد . با طلوع سلطنت مظفر الدين شاه اوضاع ايران ده‌ها بار از زمان ناصر الدين شاه بدتر شد و كار بىعرضگى حكام به جايى رسيد كه ياغيان و تبهه‌كاران قاطرهاى حضرت و الا را در ميان شهر گرفته و بردند و حكمران لرستان قدرت پس گرفتن قاطرها و تنبيه ربايندگان آنها را نداشت و با اين‌كه در طى چندبار ملاقات كه سران خرم‌آباد و بعضى بخش‌ها با او كردند ، صريحا وعده داد كه