محمد رضا واليزاده معجزى

55

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

وقت نيمروز گرمگاه بود و مردم در سايه خيمه‌هاى خويش با كمرهاى گشوده غنوده بودند كه ناگاه عباس خان از پيش‌روى لشگر پديدار شد كلاه خويش را با يكدست برگرفته عنان‌زنان و فريادكنان همىآمد و همىگفت : « اى شاهزاده چه آسوده نشسته‌اى اينك شصت هزار لشگر حسام السلطنه از راه دررسيد . اين همىبگفت و همىبرفت و نزديك سراپرده شاهزاده نيز نايستاد و همچنان سر به بيابان نهاد و لشگريان بعضى از خواب بجستند و برخى بند خيمه بگسستند : يكى بر اسب زين ناكرده بنشست و يكى پياده بجست و من همىبودم و ديدم كه ميرزا رجب على نام حكيم‌باشى هردو پاى خويش را به يك پاچه شلوار مىبرد و فرياد مىكرد كه شلوار بند مرا چه رسيده و ميرزا قطره اصفهانى شتاب زده زين بر اسب بست و برنشست بىآن‌كه پاىبند اسب را بگشايد و مهميز زد و تازيانه آزمود چون اسب نتوانست جنبش كرد ، فرياد برآورد كه اسب مرا چه رسيده . مع‌القصه شاهزاده محمود سوار شد و از آن دوازده هزار لشكر زياده از پانصد تن بر سر او كس نايستاد و ديگر مردم فرار كردند و چون چند ساعت برفت و معلوم افتاد كه اين خبر را صدقى نبوده اندك‌اندك گريختگان فراهم شدند و به لشكرگاه باز آمدند و عباس خان نيز باز آمد و به حراست سراپرده كمر ببست . اما اين حادثه چنان فتورى در كار كرد كه زيستن در آنجا دشوار نمود لاجرم شاهزاده محمود يك منزل بازپس شد و هم از آنجا تا به خرم‌آباد عنان بكشيد . از آن سوى لشكر حسام السلطنه قوىدل گشته ، كوچ بر كوچ تا دو فرسنگى خرم‌آباد آمدند و از جانب شاهزاده محمود جمعى پذيره جنگ شده در اول حمله بشكستند و راه فرار پيش گرفتند و شاهزاده در قلعه خرم‌آباد محصور افتاد و هم در قلعه آذوقه ده روزه نبود ناچار قلعه خرم‌آباد را به شاهزاده شيخعلى ميرزا و همايون ميرزا گذاشته ، خود با يكصد سوار بيرون شد به اميد اين‌كه از مردم فيلى و نهاوند لشكرى فراهم كند و بر سر بروجرد تاختن فرمايد تا خاطر حسام السلطنه آشفته شود و از كنار خرم‌آباد بازآيد . اين كار نيز بكام نشد و مردم پراكنده را انجمن نتوانست كرد . ناچار راه دار الخلافه گرفت و به حضرت شهريار شتافت . پس از يك دو روز شاهزاده شيخعلى ميرزا به حفظ و حراست قلعه پرداخت و از جانبين گلوله توپ و تفنگ به كار شد چون در اين جنگ و جوش سودى پديد نبود عاقبت در بگشودند و حسام السلطنه را به قلعه وارد كردند و قلعه را به دو سپردند . از درگاه پادشاه نيز منشور حكومت لرستان به نام حسام السلطنه صادر گشت و شاهزاده محمود ميرزا متوقف دار الخلافه آمده ، شيخعلى ميرزا مراجعت به ملاير نمود و شاهزاده همايون راه نهاوند گرفت .