محمد رضا واليزاده معجزى

536

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

پس از ورود به بوشهر چون سعد الملك هم انحراف مزاج از صحت به واسطهء شدت گرما حاصل كرده بود و به توسط مخابرات تلگرافى استعفاى از خدمات بنادر [ را ] معروض داشت ، امر به توقف من و مرخصى او شرف صدور يافت . در توشقان‌ئيل سنه 1308 و لوىئيل 1309 متوقف بوشهر بودم . آخر سال لوىئيل مسئلت زيارت آستان معدلت بنيان را موقتا نمودم ، مقبول افتاد . آقاى رضا قلى خان برادرزاده‌ام كه وكيل كارهاى تهرانم بود ، صدارت عظمى براى نيابت فرستاد . بعد از ورود او در هفدهم شهر صفر ( لوىئيل ) سنه 1310 ، از طرف شيراز عازم دار الخلافه شدم . چهار ماه دار الخلافه متوقف بودم كه فرمانفرمايى فارس به شاهزاده اعظم سالار السلطنه و پيشكارى اين مملكت به من و حكومت كل بنادر و جزاير به انضمام دشتى و دشستان به سعد الملك « 1 » مرحمت شد . يادداشت‌هاى مرحوم نظام السلطنه به خط او تا اين‌جا به دست نگارنده بود و آن‌چنان‌كه ملاحظه مىشود به اواسط سال 1310 از ابتداى ايالت او بر فارس خاتمه مىيابد . نظام السلطنه از اواسط سال 1310 تا اواخر سال 1311 والى فارس بود چون در اين سفر با كمال قدرت جلو مداخلات محمد رضا خان قوام الملك سوم را گرفته بود ، لذا او و زنش به تحريكات پرداختند و زن او پيش ناصر الدين شاه رفت و با تقديم هفت هزار تومان رشوه « 2 » شاه را به عزل نظام السلطنه از صاحب اختيارى و فرمانفرمايى فارس واداشت . ناصر الدين شاه در اوايل سال 1312 نظام السلطنه را بار ديگر به خوزستان فرستاد و حكومت بختيارى و چهارمحال را نيز ضميمهء قلمرو او كرد و ايالت لرستان و بروجرد را هم تحت نظر

--> مىنويسد : « در رسيدن به شوشتر نگارنده حسب المعمول ورود خود را به حكمران محل اطلاع دادم و براى اولين مرتبه با اسائه ادب نسبت به اين‌جانب رفتار شد . حكام ساير نقاط همواره انجام تقاضاى مرا با حسن قبول تلقى مىكردند ولى در اينجا در موقع ملاقات نظام السلطنه والى ايالت و سعد الملك برادرش نه فقط مراسم ادب نسبت به من در ارك ايالتى معمول نگرديد ، بلكه اين دو برادر حتى از شناختن رسمى اين‌جانب نيز امتناع نمودند و تذكرات نگارنده داير به اين‌كه از مركز نمايندگى بوشهر مراسلاتى به آنها ارسال و از من معرفى كامل به عمل آمده ، مفيد فايده نگرديد . موضوع مجروح شدن طنفليد به وسيله مستخدم ايرانى از طرف نگارنده مطرح شد و هردو برادر كمال خونسردى و بىعلاقگى را نسبت به موضوع ابراز داشتند . بالاخره اين‌جانب متذكر شدم كه از طرف وزيرمختار بريتانيا مأموريت دارم كه به واسطه حملات سربازان ايرانى اهواز به تجار انگليسى و رعاياى بريتانيا مطالبه غرامت نمايم . ( 1 ) . منظور نظام السلطنه ثانى است كه بعدها والى لرستان در زمان جنگ جهانى اول شد . ( 2 ) . در كشورى كه پادشاهش رشوه‌خوار باشد ، معلوم نيست ساير كاركنان دولت با ملت چگونه رفتار كرده‌اند . اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبى * برآوردند غلامان او درخت از بيخ