محمد رضا واليزاده معجزى

529

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

هفتاد و هشت سالگى در تهران فوت شده است . نظام السلطنه شرح‌حال خود و اجداد خود و طايفه ما فى را تا حدود سال 1310 به قلم خود در روى چند ورق كاغذ مسوده كرده كه عين آن اوراق در تصرف نگارنده است . « 1 » براى روشن شدن قسمت اول زندگانى آن مرحوم و اجدادش اصلح چنين مىدانم كه ابتدا تمام آن نوشته را با افزودن بعضى حواشى عينا نقل كنم ، سپس با افزودن مطالب ديگر كه از متون معتبره التقاط شده ، آن را تكميل سازم . اين است عين مطالبى كه حسينقلى خان در باب اصل و نسب و تبار و ايل و طايفه ما فى يادداشت كرده : 1 - ايل ما فى و اجداد نظام السلطنه طايفه ما فى از ايلات لرستان بوده‌اند . بعد از اين‌كه سلاطين صفويه طايفه فيلى را در لرستان پيشكوه و پشتكوه حكومت دادند ، بر اين طايفه توقف لرستان و تمكين از روساى فيلى شاق بود . فصل زمستان كه به صحراى خوزستان به قشلاق آمدند از طريق رامهرمز و كوه‌كيلويه به خاك فارس مهاجرت كردند و در آنجا به همان عادت ايليت رحله الشتاء و الصيف مىكردند و به كار زراعت و به نوكرى هيچ‌يك نمىپرداختند . در آن عهد طوائف قشقايى چندان كثرت عدد و اعتبارى نداشتند تا نوبت حكومت ايران به كريم خان زند رسيد و به ملاحظه هم‌زبانى استقامت و استظهار به اين طايفه نمود و به قانون ايليت به منازل آنها رفت و به دليل و برهان عقلى مدلل داشت كه موافقت و اعانت در پيشرفت كار سلطنت خير و صلاح عمومى هست و غلبه و تفوق بر ايلات ترك و كرد جز به اتفاق مسير نمىشود . تمكين كردند . مهدى خان جد اعلاى من با جمعى ديگر از معاريف و معتبرين دعوت كريم خان را اجابت و به موطن در شهر شيراز تمكين كرد و چهارصد نفر هم سوار ركابى از اين طايفه و بعضى طوايف كوچك كه جزء اين طايفه بودند ، گرفت بعضى از نجباء و معاريف را هم منصب يساولى و نسق چىگرى داد كه در آن زمان مقامى رفيع بوده است . خاقان شهيد ( آقا محمد خان قاجار ) در مدت توقف شيراز از دورانديشى و مآل‌بينى رابطه باطنى با اغلب روساى اين طايفه به‌هم رسانيده و معاهده شديد و مواعيد فوق العاده داده بود ولى عرق حميت و همزبانى و رعايت نقض عهد مانع از اقدام به خيانت و شقاق بود تا دوره كريم خان

--> ( 1 ) . [ منظور از نگارنده صاحب مقاله مجله يادگار است و اين اوراق در تصرف او بوده است نه جناب آقاى واليزاده نويسنده كتاب حاضر . نك . اقبال آشتيانى ، عباس ، حسينقلى خان ، نظام السلطنه ما فى ، يادگار ، ج 3 ، ش 2 ، صص 31 - 51 . ]