محمد رضا واليزاده معجزى
512
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حمله مجدد فرمانفرما به كرمانشاه و كشته شدن داود خان و پسرش قواى فرمانفرما مركب از بختياريان و مجاهدين و يار محمد خان و فوج و توپخانه دولتى ، سردار مجلل و ساير روساى طوايف را كه در ركاب او بودند شكست داده و بهطرف كرمانشاه پيش مىآمدند . از اين طرف قواى سالار الدوله مركب از عشاير كلهر به رياست داود خان كلهر و عشاير كردستانى و لرستانى ، براى جلوگيرى از ورود آنها از شاهزاده اجازه گرفته و رفتند . « 1 » دو نيروى مخالف در بيستون تلاقى كردند . تنور كارزار گرم شد و از هر طرف فرمان آتش صادر گرديد . بختياريان مجاهدين و يار محمد خان هركدام با قواى خود در سنگرها مشغول تيراندازى بودند و توپخانه طرفين هم مشغول تيراندازى بودند و آثار شكست در نيروى دولتى پديد آمد و قواى سالار الدوله موفق شدند آنها را به عقب برانند . از آنجايى كه بخت از سالار الدوله برگشته بود ، بعد از ظهر همين روز كه هفتم جمادى الثانيه سال 1330 قمرى بود ، ناگهان مشاهده شد كه عدهاى مجاهد از تپه ماهورهاى روبهرو به بالاى تپه صعود كردند . بعضى از تفنگچيان موضوع را به استحضار داود خان رسانيدند . با اينكه عده مجاهدين مزبور به هيچوجه قابل ملاحظه نبود و داود خان مىتوانست به آدمهاى خود فرمان دهد آنها را تعاقب و از بالاى تپه فرار دهند ، گويى اجل دامن او و على اكبر خان پسرش را كه جوانى رشيد و برازنده بود ، گرفت و دو نفرشان سوار شده و بهطرف مجاهدين بالاى تپه يورش بردند . چند نفر مجاهد بالاى تپه كه خطر مرگ را به روشنى مشاهده مىكردند ، از بالاى تپه شروع به تيراندازى كرده و داود خان و پسرش على اكبر خان را در دامن تپه به قتل رساندند . « 2 » بعد از كشته
--> ( 1 ) . آيت اللّه مردوخ و سردار رشيد كه از مهمترين و جدىترين ياران سالار الدوله بودند بنابه نوشته خود آيت اللّه كه قبلا شرح داديم به منظور تهيه سپاه براى سالار الدوله و جلوگيرى از ورود فرمانفرما به كرمانشاه به ميان طوايف جوانرودى و گلباغى و قبادى و ايناخى و غيره رفته بودند . ( 2 ) . عموم مورخينى كه در پيرامون وقايع مشروطه و قيام محمد على شاه و سالار الدوله قلمفرسايى كردهاند ، بلا استثناء در خصوص قضيه كشته شدن داود خان كلهر و پسرش دچار اشتباه شده و تصور كردهاند كه آنها در جنگ به قتل رسيده و يا شصت تير فوج فرمانفرما آنها را از پاى درآورده است ، در صورتىكه هيچيك از اين مطالب صحيح نيست و كشته شدن آندو بعد از عقبنشينى سپاه دولتى اتفاق افتاده و بىكم و زياد به ترتيبى بوده كه در بالا به استحضار رسيد . وقتى خوب دقت كنيم مورخين مزبور هم تقصير ندارند زيرا اين سردار اردو و پسرش به قدرى ناشيانه جان خود را از دست دادند كه احدى باور نمىكند كه بعد از عقب راندن دشمن و سرد شدن جنگ در موقعى كه جنگجويان به حريف غلبه كرده و مشغول استراحت بودهاند چند نفر مجاهد بىسروپا دو سردار سپاه را با اين مفتى نفله نمايند و در ميان آن همه سوار و تفنگچى اجل گريبان داود خان و پسرش را گرفته ، بهجاى اينكه از آن همه سواران كلهر چند نفر را مأمور تاراندن آن