محمد رضا واليزاده معجزى
495
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بعد از ظهر اينروز جنگ به نهايت شدت خود رسيد و از هر طرف شكست به اردوى لرستان كه فقط هزار سوار بودند ، افتاد و هول و هراسى بر وجود آنان مستولى گرديد و پا بفرار گذاشتند به قدرى روح سلحشورى خويش را از دست دادند كه صد و هشتاد سوار آنها را شش سوار بختيارى تعاقب كردند و گويى اين صد و هشتاد نفر كه در كمال سهولت مىتوانستند اين شش نفر را مغلوب سازند ، روح در كالبد نداشتند و مانند گلهاى كه از ترس گرگ رم مىكند به سوى همدان فرار مىكردند و اشخاصى كه در جز اين صد و هشتاد نفر بودند گاهى رو به عقب كرده در حال فرار چند تير پياپى به سوى شش نفر شليك مىكردند كه فاصله آنها به صفر نرسد و از آنان كسى اسير نشود . از قضا يكى از گلولهها كه بدون دقت در هدفگيرى شليك مىكردند به يك نفر از شش سوار بختيارى اصابت و او را از خانه زين سرنگون و سايرين به كمك او توقف كرده پياده شدند . آنگاه صد و هشتاد نفر مردان لرستانى نفس تازه كردند و در كنار يك بوستان توقف نمودند و چون از فرط گرسنگى و خستگى رمقى بيش در تن نداشتند ، لذا از اسبها فرود آمده و مشغول صرف خيار شدند و جانى گرفته مجددا روى به جانب قريه نوبران كه قرارگاه اردوى سالار الدوله بود ، به راه افتادند . از هزار سوار لرستانى تنها نظر على خان امير اشرف به اتفاق پنج نفر از همراهان خود مانند كوهى در سنگر خود استوار ماندند از فرار كردن لرستانيان ترسى به دل راه نداد و نه از قواى بختيارى و مجاهد خوفى بر او مستولى گرديد . « 1 » به قرارى كه همه لرستانيان حاضر در آن جنگ اقرار و اعتراف دارند هرگاه على رضا خان گروسى جلو حمله و هجوم بختياريان و مجاهدان را نمىگرفت آنها خيال داشتند به تعاقب فراريان بروند و اگر اين تصميم را اجرا مىكردند از فراريان كسى باقى نمىماند و اكثرا مقتول و يا اسير مىشدند . ورود فراريان به قريه نوبران اردوى ساوه با آن همه اميدوارى كه به آن مىرفت و كارشناسان جنگى حدسها زده و پيشگوييها درباره آن كرده بودند ، خيلى سريع متلاشى گرديد و هريك از گوشهاى فرار كرده بودند . داود خان و سوارانش يكسر بهطرف كرمانشاه رفتند .
--> ( 1 ) . داستان پايدارى و استقامت نظر على خان امير اشرف را در صفحات قبل نوشته و شجاعت او را ستودهايم در اينجا ديگر احتياج به تكرار آن نيست .