محمد رضا واليزاده معجزى

496

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

لرستانيان كه به واسطه خويشاوندى با سالار الدوله سخت به وى علاقه‌مند بودند ، خود را به نوبران رسانيدند . اردوى نوبران نيز فرار كرده بودند لرستانيان بعد از آن‌همه راه‌پيمايى و فرار به تصور اين‌كه قريبا به اردوى منظم و مرتب شاهزاده در نوبران ملحق شده و رفع خستگى خواهند كرد به آن سمت فرار كردند ولى موقعى كه به قرارگاه اردوى رسيدند مشاهده كردند كه از آن چادرهاى برافراشته كسى به‌جاى نمانده و همگى از آن‌جا فرار كرده‌اند و به قول شاعر : نيست در خانهء دلم جز يار * ليس فى الدار غيره ديّار معلوم شد شاهزاده به محض استماع خبر شكست اردوى داود خان كلهر و لرستانيان فرمان داده كه بدون معطلى از آن محل فرار كنند و چون خود شاهزاده از همه افسران و افرادش ترسوتر و گريزپاتر بود خودش در محلى كه قرارگاه اردو بود ، نمانده و به اين ترتيب معلوم است كه تن بىسر قادر به ادامه حيات نيست و سايرين هم به حكم اجبار گريخته‌اند . بعدا معلوم شد سالار الدوله به اتفاق ده بيست نفر از اطرافيان خود در يكى از قراء بين راه انتظار ورود نظر على خان امير اشرف را دارد . باقيمانده اردو موقعى كه فراريان به نوبران رسيدند بر خلاف انتظار مشاهده كردند كه از اردوى عظيم شاهزاده اثرى به‌جاى نمانده و بعد از تحقيق معلوم شد همه اردوى رفته‌اند و سالار الدوله خودش در يكى از قراء با دويست سوار به انتظار ورود نظر على خان و ساير خوانين لرستان توقف كرده‌اند . سالار الدوله عبايى بر دوش افكنده و به درختى تكيه داده و نشسته بود . عده‌اى از خوانين لرستان به محض ديدن شاهزاده از اسب پياده شده تعظيم كردند سالار الدوله پرسيد : « نظر على خان كجا است ؟ » محمد قلى خان جواب داد كه ايشان در عقب اردو است و شايد فردا برسند و غرض محمد قلى خان اين بود كه شاهزاده فرصت بدهد تا آنها يك شب استراحت كرده و توشه‌اى براى بين راه فراهم آوردند . بعد از ورود نظر على خان و ساير خوانين لرستان شاهزاده فرمان حركت داده و متفقا به دنبال اردوى فرارى نوبران راه افتاده در چند فرسخى همدان در قريه‌اى فرود