محمد رضا واليزاده معجزى

494

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بود . شهرت يپرم خان به جايى رسيده بود كه آيت اللّه مردوخ در تاريخ كردستان چيزى قريب به اين مضمون نوشته‌اند كه ما وقتى شنيديم يفرم خان از كار شمال فارغ و متوجه وضع سالار الدوله شده ، براى شاهزاده ترسيديم . « 1 » بارى در همين اوقاتى كه داود خان با ستونى از بختياريان مىجنگيد ناگهان يفرم خان با مجاهدين وارد ميدان جنگ شد و قيافه جنگ را دگرگون ساخت . يفرم خان بعد از تعيين مواضع و قرار دادن هر دسته در محل مناسب فرمان آتش را صادر كرد و كلهرها و كردها را زير آتش گلوله و توپ گرفت و طولى نكشيد كه كلهرها تاب مقاومت نياورده رو به هزيمت نهادند و از كنار لرستانىها كه مشغول تيراندازى بودند ، با سرعت گذشته و به سوى همدان فرار كردند و همين فرار موجب شد كه بختياريان و مجاهدين با شدت بيشترى آنان را زير آتش گرفته و عده كثيرى از آنان را از پاى درآورده ، مانند برگ خزان بر روى زمين ريختند . چادرها و باروبنه كلهرها در ميدان جنگ ماند و به عنوان غنايم جنگى به تصرف بختياريان درآمد و كلهرها عده كثيرى تلفات داده و جمعى هم زخم برداشتند و عده‌اى در بين راه مردند و باقى نفرات آنها يكسر به كرمانشاه گريختند . « 2 » فرار لرستانيان اشخاصى كه در ميادين جنگ بوده‌اند آگاه هستند كه وقتى كه شكست به يك اردو وارد شد ديگر شجاع و ترسو هردو مجبور به فرار مىشوند و اگر در آن هنگامه كسى كه از ميان فراريان برگردد و پاى استقامت فشارد ، حكم افتخار است و چنين شخصى از شجاعت هم يك پله بالاتر رفته و مشهور خوانده مىشود و در جنگ‌ها مسئوليت باختن جنگ با كسانى است كه در فرار پيش قدم مىشوند . به قول سعدى عليه الرحمه : آن‌كه جنگ آرد به خون خويش بازى مىكند * روز ميدان آن‌كه بگريزد به خون لشگرى با اين‌كه داود خان با هوادارانش با سرعت از كنار لرستانيان گذشتند ، مع هذا لرستانيها فرار كردند و در جاى خود ماندند .

--> ( 1 ) . چنان‌كه قبلا هم اشاره كرده‌ايم ، اگر محمد على ميرزا و سالار الدوله برنامه كار خود را به نحوى تنظيم مىكردند كه در آن واحد به تهران مىرسيدند ، نود درصد احتمال ظفر آنها مىرفت ولى به نظر مىرسد كه محمد على شاه در كار تعجيل كرد و نقشه حمله را برهم زد . ( 2 ) . بعضى از مورخين نوشته‌اند كه چون داود خان و كلهرها از قواى مجاهد و بختيارى شكست خورده و به صحنه وارد شدند كرمانشاهيان كه به وسيله تلگرافخانه از ماوقع آگاه بودند ، به آنها پيغام دادند كه حق ورود به كرمانشاه را ندارند .