محمد رضا واليزاده معجزى

476

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

سرداران اردوى دولتى براى اثبات رشادت خودشان در دو فقره فتح‌نامه‌اى كه عين آنها را در زيرنويس اين صفحات آورده‌ايم ، به هيچ‌وجه اشاره‌اى به پايدارى نظر على خان امير اشرف و سواران لرستانى نكرده‌اند و فقط در فتح‌نامه دوم كه به امضاى خسرو و نصير مىباشد ، نوشته شده است كه سواران نظر على خان با خودش به نوبران نيامد در صورتىكه نظر على خان و سوارانش از همديگر جدا نشده و موقعى كه مشاهده مىكند غير از او و عده‌اى از سوارانش كسى در جبهه نمانده و همه فرار كرده‌اند او هم برحسب اصرار همراهانش سوار شده حركت مىكند كه قريبا شرح رشادت او را مىنويسيم .

--> پشتكوهى و سواران همدانى و كردستان و پسران ظهير الملك كرمانشاهى و حاج عليرضا خان گروسى با پنج عراده توپ هفت سانتىمترى و هشت سانتىمترى اطريش با اردوى بندگان بناى جنگ را گذاشتند . دو ساعت و نيم نايره جنگ در اشتغال بود . به حمد اللّه با حملات پياپى اردوى منصور عقبات جنگى ايشان شكست خورده فرار نمودند واقعا چنين جنگ و فتح حيرت‌انگيز تا به حال در اين مملكت اتفاق نيفتاده است قريب پانصد نفر از سواران مزبور لرستانى و كرمانشاهى و همدانى و گروسى و غيره كه از لباس و كلاهشان معلوم است ، از قشون اشرار مقتول شده و تمام چادرهايشان به‌جاى خود باقى مانده است و پنج عراده توپ دولت به حمد اللّه تعالى به تصرف اردوى دولتى درآمد . جمعيت طرف از همه جهت متجاوز از چهارهزار نفر بوده كه پانصد نفر مقتول و باقى فرار اختيار نموده از اردوى دولت ده نفر سوار بختيارى مقتول و مجروح شده عجالتا غير از اين ، مطلب قابل راپورت نيست . قريب يكصد نفر اسير و دستگير شده و لكن هنوز استنطاق نشده . غلامحسين ، جعفر قلى ، يپرم . تلگراف دوم ظهر يوم ششم وارد نوبران شديم پنج عراده توپ از سالار الدوله در نوبران و دو فرسخ آن طرف مانده . از قرار تحقيق مقرون به صحت است . وقتى كه مقدمه اردوى سالار الدوله در ساوه جنگ مىكردند يك اردوى به رياست امير مفخم و امير نظام در نوبران بوده به تمام اهل نوبران اخطار شد . مىگويند سپاه سالار الدوله متجاوز از هشت هزار نفر بوده از ساوه تا نوبران نعش كشتگان كفن كرده و بىكفن ديده مىشد . محقق زيادتر از پانصد نفر كشته شده از آنها و زياده از پانصد نفر زخمدار داشتند كه بعضى در بين راه مردند و بعضى را در بين راه كشتند و بعضى را بردند . خبر شكست اردو كه از نوبران به امير مفخم و امير نظام رسيده ، با افواج و سوار خود فرار كردند و سالار الدوله به نوبران رسيده ، پرسيد : امير مفخم كجا است ؟ گفتند : فرار كرده ، گفت : خانه‌اش را خدا خراب كند كه به اصرار او مرا از اين راه آورده و الا از طرف قزوين آمده بودم . سوار نظر على خان با خودش به نوبران نيامد . از قرارى كه در تمام دهات نظر على خان و سوارش را ديده‌اند گفته بود تمام سوار مرا كشتند و گرفتند و بقيه سوارش لجن بر سر گرفته بودند . لجن به سر گرفتن علامت مردن و كشته شدن يكى از روساء ايل است كه يا از پسرهاى نظر كشته شده يا برادر داماد داود خان كشته شده . اگر سه چهار فرسخ ديگر تعقيب فراريها رفته بودند ، تمام گرفتار و كشته شده بودند افسوس كه سوار و نورچشمان سه شبانه‌روز نخوابيده اتصال مشغول جنگ بودند و الا مىتوان عرض كرد كه از اين اردوى سالار الدوله كسى باقى نمىمانده و از قرار مذكور عقب‌مانده اردوى سالار الدوله بنه و ساير اسباب سالار الدوله و هركس را كه ديده‌اند غارت كرده و از بيراهه فرار نموده . از گمانم اين‌كه ديگر صد نفر هم دور سالار الدوله جمع شود نمىرود به كلى مضمحل و خراب شدند و به حمد اللّه تعالى برحسب تعهدات حضورى رفع اشرار شد . انشاء اللّه تعالى ساير مخالفين دولت و منافقين ملت هم به جزاى اعمال و به كيفر خواهند رسيد . خسرو نصير .