محمد رضا واليزاده معجزى
462
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
جمع شده بودند . از پسران امير اشرف به قرارى كه همسفران او نقل مىكنند هيچ كدام با پدر نبودهاند . تعداد نفرات اردوى مزبور را بين چهارهزار و پنج هزار نفر گفتهاند . 2 - اردوى ديگرى كه از حيث كميت و تعداد نفر چندان قابل ملاحظه نبوده ولى از نظر نظم و انضباط بهتر از ديگران بودهاند ، اردوى چهارصد نفرى اعزامى والى پشتكوه بوده و رياست و مسئوليت آن را پسرش غلامرضا خان داشته است . 3 - اردوى چريكى ديگر لرستان اردوى كوچك بيرانوند بوده كه از خوانين بيرانوند شيخ على خان ( شيخه ) و غلام على خان امير همايون ( غله ) و تقى خان سپهوند در آن شركت داشتهاند . اردوى بيرانوند به رياست شيخ على خان از طريق هرو و سيلاخور به بروجرد و بعد به نهاوند رفته و از آنجا عازم كنگاور شده است . على مردان خان بيرانوند ( مردان ) ملقب به امير اعظم به قصد شركت در اين قيام تا بروجرد رفته ولى در بروجرد امير اشرف به او پيغام مىفرستد كه صلاح در آن است كه او در بروجرد كه دروازه لرستان است بماند . اردو بيرانوند قريب به صد نفر بودهاند . 4 - اردوى ديگر از طوايف سلسله تشكيل شده و رياست آن به عهده صيد مهدى خان حسنوند ملقب به امير العشاير بوده كه نخست تصميم داشتهاند جداگانه رو به كرمانشاه حركت كنند ولى برحسب اصرار نظر على خان امير اشرف در اردوى چريكى طرهان ادغام گرديد . اين اردو به علت توقيف شدن امير العشاير و پسرش مهر على خان امير منظم « 1 » به امر سالار الدوله و تحريك امير اشرف متلاشى گرديد و عناصر آن فرار كردند . 5 - يكى از قواى چريكى لرستان نفرات سرهنگ موسى خان مرد نامى و شجاع لرستان بوده كه از سر آب تلخ حركت و به اردوى امير اشرف پيوسته است . سركردگان لرستان و اشخاص معروف و سرشناسى كه به سالار الدوله كمك كردهاند عبارتند از نظر على خان امير اشرف ، غلام شاه خان پسر والى پشتكوه ، غلام على خان بيرانوند ، سام خان و اللهيار خان گراوند ، يوسف خان امير بهادر سركرده طايفه على اللهى نور على ، سرهنگ موسى خان حسنوند ، غلامرضا خان پسر سرهنگ ، شيخ على خان بيرانوند ، ملك احمد خان چگنى ،
--> ( 1 ) . چنانكه در محل خود بيان داشتهايم ، با اينكه امير اشرف به امير العشاير تامين داد و او را به اردوى خود آورد ، مع هذا بعد از ملاقات با سالار الدوله شاهزاده را وادار به توقيف او و پسرش نمود و لذا اشخاصى كه از طوايف حسنوند و كوليوند و يوسفوند همراه امير العشاير آمده بودند از اين رفتار امير اشرف و شاهزاده رنجيده به خانههاى خود فرار كردند . واقعا جاى بسى تأسف است كه امير اشرف در چنين وقتى كه سالار الدوله احتياج به وجود مردم داشت يك اردو را به خاطر هواى نفس خود متلاشى ساخت .