محمد رضا واليزاده معجزى
461
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حركت شاهزاده به سوى تهران در كنگاور به اردوى او ملحق شوند غلامشاه خان در اجراى امر والى با سرعت هرچه بيشتر خود را به كنگاور رسانيد و وارد اردوى او گرديد . حركت سرهنگ موسى خان با چريك حسنوند از سراب تلخ به اليشتر از جمله طرفداران ثابت و پابرجاى سالار الدوله سرهنگ موسى خان « 1 » از خوانين معروف و شجاع لرستان بود كه چون با نظر على خان امير اشرف بىنهايت دوست و رفيق بود لذا در اين قيام يكى از اركان چريك لرستان بشمار مىآمد و چون فوق العاده مشهور و با شهامت بود لذا روى او زياد حساب مىكردند و نيز جزو مشاورين نظر على خان محسوب مىگرديد . سرهنگ با اينكه با صيد مهدى خان امير العشاير و پسران و بنى اعمامش خويشاوندى نزديك نسبى و سببى داشت و قاعدتا بايستى با آنها همسفر باشد مع هذا به واسطه علاقهاى كه به امير اشرف داشت چريك خود را از سراب تلخ حركت داد و با غلامرضا خان پسرش كه آن اوقات جوانى نورس و زيبا بود و تازه هنر تيراندازى را به سرحد كمال رسانده بود ، داخل اردوى نظر على خان امير اشرف گرديد و هميشه با او مأنوس و همدم بود . قواى لرستان و سران آنها اگرچه در صفحات پيش فىالجمله اشاره كردهايم كه عناصر شركتكننده در قيام سالار الدوله از چه طوايفى بوده و سركردگان آنها چه كسانى بودهاند ، مع هذا نام آنها را در اينجا مىآوريم : 1 - مهمترين اردوى چريكى لرستان كه در قيام سالار الدوله عليه رژيم مشروطه شركت نمودهاند مركب از طوايف طرهان و دلفان و چگنى بوده كه همه زير بيرق نظر على خان امير اشرف
--> ( 1 ) . سرهنگ موسى خان از تيره خوانين جهان سلطانى حسنوند و رئيس و سركرده آنها بود و با قيطول خود در سراب تلخ زندگانى مىكرد . وى قامتى بلند ، رسا و ورزيده و شانهاى پهن داشت . ريش بلند او زيبايى پيكرش را زينت داده و به وقار تنش افزوده بود . سرهنگ در ميان همه خوانين لرستان به صفت شجاعت ممتاز و از اين حيث بلارقيب بود در جنگها شمشير را بيشتر از اسلحه به كار مىبرد و به واسطه شهرت زايدالوصفى كه در تهور و بىباكى داشت ، دشمنان در مقابل حملات او تاب مقاومت نداشته و فرار مىكردند و او در ميان هر تيپ و يا دستهاى كه بود شاهد فتح و فيروزى را در آغوش مىگرفتند . وى در رياست ايلى و عشايرى نيز چيرهدست و باتجربه بود . تنها عيبى را كه مىتوان بر او گرفت طمع زايدالوصف او بود . هم والى پشتكوه و هم امير اشرف سرهنگ را دوست مىداشتند به قرارى كه شهرت دارد دشمنان او را مسموم كردند . دودمان سرهنگى از اولاد او مىباشد .