محمد رضا واليزاده معجزى
453
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اكنون كه من براى موفقيت محمد على شاه قد برافراشتهام و تلاش مىكنم كه به تخت و تاج موروثى خودش كه يك وديعه الهى است و مشتى اخلالگر او را از حق موروثى و خدايىاش محروم كردهاند برسد ، ديگر شما مانعى جهت همكارى و مساعدت با من نداريد و در خصوص سلطان احمد شاه كه زعماى مشروطه نامى روى او گذاشته و خود مثل يك مالك الرقاب بر ايران حكومت مىكنند به شما اطمينان مىدهم كه خود ايشان هم از اين اوضاع ناراضى و سخت در انديشه مىباشند و از صميم قلب ميل دارند كه پدرشان با كمك و مساعدت شما به تخت و تاج موروثى برسد زيرا با اطلاعاتى كه در دست است از دورى و فراق پدر تاجدار و مادرشان رنج مىبرند و چند مرتبه قصد فرار كرده و حتى مخالفين خود را به خودكشى و انتحار تهديد كردهاند . بنابراين هرگاه شما من و محمد على شاه را با تمام نيرويى كه در اختيار داريد يارى دهيد تا در نتيجه اين پدر و پسر را به همديگر برسانيم و از نعمت ديدار هم برخوردار سازيم ، آيا خود احمد شاه از شما و اقدامات شما راضى و خوشنود نخواهد شد ؟ مسلما جواب اين سوال مثبت است زيرا احمد شاه هنوز كودك است و احتياج به سرپرستى پدر دارد و ترجيح مىدهد كه وليعهد باشد و سايه پدر و مادر بر سر او باشد و در امان محبت آنها بزرگ شود . ممكن است بعضى محمد على شاه را تخطئه كنند كه براى سلطنت به جنگ پسر خود مىرود ، ابدا اينطور نيست . محمد على شاه هم براى پسر بىسرپرست خود كه در ميان مشتى طماع رياستطلب از خود راضى گرفتار آمده است و هم براى ملت ايران كه در نتيجه عمليات مشروطهخواهان صد درجه به قهقرا رفتهاند ، تلاش مىكنند كه هردو را از چنگال اين قوم بىانصاف و مغرض نجات دهد مگر تاج و تخت محمد على شاه هم مآلا به پسرش احمد ميرزا نخواهد رسيد . » سالار الدوله بعد از اين بيانات ساكت شد تا ميزان تاثير آن حرفها را در چهره و بشره والى مشاهده كند . والى اظهارات شاهزاده را تصديق كرده و گفت : « مطالبى را كه حضرت و الا عنوان فرمودند به گمان درست و صحيح است » و قول همه نوع كمك هم به سالار الدوله داد . سالار نيز بعد از گرفتن قول از والى بهطرف تهران حركت كرد و با نظر على خان امير اشرف ملاقات نمود . گرفتن قول كمك از امير اشرف كار دشوارى نبود زيرا رفتار او در صحنه زندگى مانند والى توام با سياست دوجانبه نبود . او مردى بود ساده و بىآلايش و درعينحال شجاع و سريع و سالار الدوله را هم دوست مىداشت . بنابراين بعد از توضيحاتى كه شاهزاده در پيرامون مقصد و مقصود محمد على شاه و خودش داد او بدون مضايقه به او قول داد كه آنچه را در قوه دارد در راه هدف