محمد رضا واليزاده معجزى
454
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
مشترك شاهزاده و محمد على شاه به كار اندازد و از بذل مال و جان در اين راه كوتاهى و مضايقه نكند « 1 » شاهزاده بعد از اخذ قول از امير اشرف با تعجيل هرچه بيشتر با همان قيافه و نام عوضى به بغداد برگشت نزد خوانين و روساى عشاير مرزى رفته قول مساعدت از آنان هم گرفت و به خانقاه شيخ حسام الدين پيشواى مذهبى كردستانيها كه مقتدرترين شخصيتهاى مذهبى كردستان بود ، رفته و از او تقاضا كرد كه سفارش لازم را به همه سركردگان كردستان بكند و امام جمعه كردستان را هم به يارى او برانگيزاند . بعد از اين ملاقاتها شاهزاده مراجعت خود را به اول بهار 1329 موكول كرده و رفت اول بهار از آذربايجان و عشاير مرزى جاف و غيره شش هزار نفر سوار گرفته و چنانكه شرح داديم ، به طرف كردستان آمد و عشاير كردستان و گروس هم به نيروى او افزوده شد . آنگاه سردار رشيد اردلان را نزد داود خان كلهر و والى فرستاد و قرآن با مهر از آندو سردار توسط سردار رشيد براى او رسيد و طولى نكشيد كه داود خان كلهر با نيروى خود به وى ملحق شد و نماينده نظر على خان امير اشرف هم با عدهاى رسيد و آنگاه از عشاير اطراف همدان و ملاير و نهاوند هم جمع كثيرى به دو پيوستند و اردوى او از هر حيث كامل شد و فقط انتظار ورود نظر على خان امير اشرف و ساير خوانين لرستان را داشت و چون هرچه زودتر بايستى آنها برسند كه برحسب قرار قبلى او و محمد على شاه در يك روز ، او از سمت غرب و محمد على شاه با برادرش شعاع السلطنه و امير بهادر و ارشد الدوله و رشيد السلطان از ناحيه شمال با عشاير تركمان ، بهسمت تهران يورش آوردند و حكومت ملى را ساقط كنند تا محمد على شاه بر اريكه سلطنت موروثى خود متمكن گردد . سالار الدوله با اردوى عظيم خود در كرمانشاه اطراق كرد و نامههايى به عنوان خوانين و روساى لرستان نوشته و آنها را با تمام ايلات و طوايف لرستان به يارى خود و شركت در اين جنبش عظيم خواند . نامههاى تعجيل به لرستان فرستاد و ضمنا دستور داد كه خبر نهضت او را به همهجا و همهكس بگويند و به آنها تذكر دهند كه محمد على شاه براى نجات ابناء وطن از دست مشتى اشغالگر غاصب كه در اين چند سال ايران را به ويرانى برده و سلب امنيت و آسايش از همه كردهاند ، قيام كرده و از ملت رشيد ايران على الخصوص لرستانيان خونپاك و باوفا تقاضاى
--> ( 1 ) . سالار الدوله قبل از اينكه اعلان قيام كند با تغيير قيافه و نام مستعار و بهطور سرى و محرمانه با روسا و متنفذين عشاير نوار غربى ايران ملاقات كرد و مقارن ورود به هر محل براى اينكه كسى او را نشناسد لباس محلى همان منطقه را مىپوشيد . علاوهبراينكه با لباس لرى نزد والى رفت و با لباس كردى شيخ حسام الدين معروف را ملاقات كرده در كرمانشاه و جاف و آذربايجان نيز چنين كرد .