محمد رضا واليزاده معجزى

449

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

حكمى را نداريم . » آن‌گاه به اندرز و نصيحت وى پرداخته و گفت : « آقاى ولى اللّه خان هوى و هوس را فراموش و وساوس شيطانى را از خود دور سازيد و در هر كارى خداوند متعال را حاضر و ناظر بدانيد و تا اين درجه كينه‌كش و انتقامجو نباشيد تا خداوند هم در هرحال شما را يارى كند و بر دشمن ظفر بخشد . » بارى امير مفخم بعد از شكست دادن به بيرانوندها از هرو كوچ كرده و بلا معارض وارد به شهر خرم‌آباد شد . خوانين و روساى سلسله به سركردگى مرحوم صيد مهدى خان امير الشعاير كه به نظر استقبال به خرم‌آباد آمده بودند ، به اتفاق كدخدايان و خوانين طوايف يوسفوند و كوليوند و كرمعلى به پيشواز رفتند . اهل شهر خرم‌آباد با سرشناسان و محترمين و اعيان نيز طبق معمول صف جداگانه‌اى جهت استقبال تشكيل دادند . امير مفخم با تجليل و احترام زايدالوصف وارد شد . محترمين شهر و روساى عشاير هركدام را به فراخور شأن و موقعيتشان مورد محبت قرار داده ، عموم خوانين اظهار اطاعت و انقياد كردند . حكومت سلسله و دلفان را به شاهزاده احتشام الدوله تفويض كرد و اجازه انصراف به خوانين سلسله و دلفان و ساير خوانين و سركردگانى كه در اين چندروزه به قصد استقبال او در شهر خرم‌آباد گرد آمده بودند ، داد و هريك به ميان ايل و طايفه خود رفتند . قبل از اين‌كه امير العشاير و ساير خوانين و سرشناسان سلسله و دلفان به محل مراجعت كنند ، بنا به دستور امير مفخم قرار بر اين شد كه به اتفاق اردوى احتشام الدوله از خرم‌آباد به اليشتر بروند . موقعى كه احتشام الدوله و خوانين سلسله به اليشتر مىرفتند عده‌اى از اشرار بسطام در راه كمين كرده غفلتا بر اردو تاختند و اموال و اثقال زيادى از اردو را به غارت بردند لكن به هر ترتيبى بود حاكم و اردو با خوانين به اليشتر وارد شده و از طرف عشاير مورد استقبال واقع و خوانين آمادگى خود را جهت خدمت به شاهزاده و دولت اعلام داشتند . بعد از حركت احتشام الدوله به اليشتر امير مفخم براى اداره امور لرستان چند روزى را صرف مطالعه و بررسى اوضاع و تحقيق درباره موفقيت هريك از بخش‌ها كرد و آن‌گاه براى بروجرد و ساير اقطار لرستان و بخش‌هاى حوزه ايالتى نيز نواب حكومت و به فراخور اهميت هر محل عده‌اى جهت قوه مجريه تعيين و اعزام داشت ولى هنوز سروصورتى به اوضاع لرستان نداده بود كه شايعه قيام سالار الدوله و محمد على شاه از غرب و شمال ايران مانند توپ صدا كرد و مردم را به جنب‌وجوش انداخت . در آن زمان چون وسايل سريع السير امروز در دست نبود و مسافرتها به وسيله اسب و قاطر و