محمد رضا واليزاده معجزى

448

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نمىگفت . به‌طورى آثار خشم و كدورت در چهره وى ظاهر شده بود « 1 » كه خود امير مفخم مطلب را تفرس كرده و گفتند : « ولى اللّه خان . بعد از اين‌كه با تفضلات خداوند متعال امروز فتح و فيروزى كامل نصيب ما شده و خصم را زبون ساخته و تارانده‌ايم ، شما به‌جاى اين‌كه بشاش و خرسند باشيد و به چهره گشاده نزد من بياييد برعكس و بر خلاف انتظار قيافه شما مغموم و گرفته به نظر مىرسد ؟ ! » كاين نه وقت گريه و فرياد توست * وقت شادى و مبارك باد توست ولى اللّه خان در جواب امير مفخم مىگويد : « بلى تصديق دارم كه خداوند امروز ما را بر دشمن قوى و زورمند ظفر و چيرگى عطا فرمود ولى متأسفانه فرمان بازگشت امير و جلوگيرى از تعاقب موجب شد كه خودشان و زن و بچه‌شان صحيحا و سالما از مهلكه جان به در برده و به مأمن‌هاى خود مراجعت كردند . در صورتىكه اگر حضرت اجل اجازه مىفرموديد امروز به تعاقب آنان برويم ، همه مردان آنها را كلا مىكشتيم و زن و بچه‌شان را هم اسير مىكرديم تا بار ديگر هواى خود سرى و طغيان آنها را از صراط مستقيم منحرف نسازد . امير مفخم جواب داد : « ولى اللّه خان اگر امروز كه من قدرت و توانايى دارم فرمان قتل هزاران نفوس را بدهم و نواميس اسلام را در زير دست‌وپاى سواران اردوى خود از ميان ببرم و اسير سازم ، باتوجه به اين‌كه اين مردم از فرط جهالت و نادانى مرتكب اين حركات شده‌اند و غير از محروميت از تربيت صحيح و نداشتن دسترسى به فرهنگ و دانش گناه ديگر ندارند ، هنگامى كه من از اين دنياى ناپايدار رخت بربستم و مرا در موقف حساب حاضر كردند و پرسيدند چرا به صرف هواى نفس يا بىرحمى و علاقه به سفك دماء و يا براى ترضيه خاطر ولى اللّه خان هزاران نفوس و اعراض مسلمين را مضمحل ساختى و از ميان بردى من چه جوابى دارم بدهم . آيا اين عذر از من پذيرفته خواهد شد كه در موقف حساب بگويم براى جلب رضايت ولى اللّه خان اين جنايات هولناك را مرتكب شده‌ام ؟ ! » ولى اللّه خان در جواب گفت : « قربان اينها مفسد فى الارض مىباشند و طبق احكام دين و آيات قرآنى مهدور الدم شناخته شده‌اند و بايد مردم را از شر وجود آنان آسوده ساخت . » امير مفخم جواب داد : « اين احكام را بايد امام يا نايب امام صادر كند و من و شما صلاحيت صدور چنين

--> ( 1 ) . خوانين حيدر خانى بيرانوند ( منصور خان و قلى خان ) كه بنى اعمام و دشمنان آشتىناپذير اسد خانىها بودند و نيز خوانين طوايف سگوند و دالوند با افراد طوايف مزبور نيز از قضيه ترحم امير مفخم ناراضى و عصبانى بودند ولى بر خلاف ولى اللّه خان در اين‌باره تظاهر يا اعتراضى نكردند .