محمد رضا واليزاده معجزى
436
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ديدار امير مفخم به او نوشته و توسط سوار فرستاد . فردا عصر سوار برگشت و جواب امير را آورد كه از ترس با خط عربى نوشته و اظهار داشته بود كه امشب را در « باغ قنات » كه خارج از شهر است ، در انتظار هستم كه به صرف شام آنجا بياييد . امام جمعه و عضد السلطان و سايرين بهطرف باغ قنات حركت و بدون اينكه كسى ملتفت شود ، ساعت سه از شب گذشته ، وارد باغ قنات كه باغ فرمانفرما هم ناميده مىشد ، گرديدند . آن شب امامجمعه با بيانات رسا و سخنان شيوا و مؤثر خود به قدرى از اقتدار سالار الدوله و عده و عده اردو براى امير افخم تعريف كرد كه به كلى او را تحت تأثير قرار داده و به او ثابت كرد كه در مقابل نيروى سالار الدوله ، تهران تاب ايستادگى ندارد و تمام قواى مركز در همان حمله نخست نابود خواهد شد و در يك روز شهر تهران و دولت مشروطه بدست او سقوط خواهد كرد و محمد على شاه بر اريكه سلطنت جلوس خواد نمود . خلاصه آنقدر به گوش امير مفخم فروخواند كه وى را مجذوب و مرعوب نمود و در خاتمه بيانات خود گفت : « جناب امير : بهشت عدن اگر خواهى بيا با ما به ميخانه * كه از پاى خمت يكسر به حوض كوثر اندازم » و در ضمن اين بيانات امير مفخم را تشويق به ملاقات سالار الدوله مىكرد . اتفاقا علاوهبراينكه مسلك سياسى امير مفخم مشروطهخواهى بود و از عمال مؤثر مشروطه محسوب مىگرديد ، وى با خود سالار الدوله هم از ياغيگرى اول خورده حسابى داشت زيرا در آن موقع كه سالار الدوله عليه محمد على شاه قيام كرده و مدعى تصاحب تاجوتخت شده و عشاير لرستان را با خود همداستان ساخته و بهسمت همدان اردوكشى كرده بود ، بعد از اينكه بخت با وى مساعدت نكرده و شكست يافت ، به دست امير افخم - گويا به دستور مرحوم ميرزا على خان ظهير الدوله كه از همدان براى اعزام سالار الدوله و حاج سيف الدوله به كرمانشاه رفته بود - گرفتار شد و امير افخم او را به تهران فرستاد و به امر محمد على شاه زندانى گرديد . حالا كه امام جمعه امير مفخم را تشويق مىكرد كه نزد سالار الدوله برود ، امير به ياد خرده حساب خود با شاهزاده افتاده و در پاسخ تبليغات امامجمعه اين بيت را توام با قهقهه خنده كه علامت تعجب بود خواند : هرچند با من دشمنى جاى تو در دل دادهام * مهمان صاحبخانه كش در خانه منزل دادهام و گفت : « عجب معلوم مىشود كه مىخواهيد مرا به كشتن بدهيد مگر شما سابقه مرا با سالار الدوله نمىدانيد كه او ياغى شده بود و من او را دستگير كرده ، به تهران فرستادهام و او حبس شد و حالا من بدون اطمينان چگونه خود را به دام او مىاندازم . وانگهى من خبر دارم كه روز 14 شعبان « معين همايون بختيارى » اردوى رشيد السلطان را در فيروزكوه شكست داده و