محمد رضا واليزاده معجزى
437
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
خود رشيد السلطان هم دستگير شده است . امام جمعه در جواب گفت : « اگر خود محمد على شاه هم شكست بخورد ، گردى به دامان كبريايى سالار الدوله نخواهد نشست ، زيرا امروز قريب بيست و پنج هزار نفر عشاير جاف و كلهر و سنجايى و كردستانى و لرستانى و پشتكوهى همه به طرفدارى از او و رژيم استبدادى برخاسته و همهشان با تجهيزات كامل حاضر به فداكارى و جانبازى در ركاب شاهزاده مىباشند و با استحضارى كه خود شما از قواى مركزى دولت داريد ، تصديق مىفرماييد كه مگر شكست خدايى كار او را خراب كند و الا از نظر موازنه قوا عدّه و عدّه سالار الدوله و تهران از زمين تا آسمان فرق دارند و سالار الدوله هيچ احتياج به نيروى محمد على شاه ندارد . خلاصه مجلس با رد و بدل اينگونه گفتگوها ادامه داشت تا اينكه شام را صرف كرده و چند ورقه از آگهىهايى كه راجع به جوايز قتل محمد على شاه و سالار الدوله و شعاع السلطنه چاپ شده و نزد امير مفخم بود . امام جمعه گرفت كه به سالار الدوله نشان بدهد و مراجعت كردند و فرداى آن شب بدون معطلى به جانب كرمانشاه رهسپار شدند . شاهزاده عضد السلطان سى سوار همراه خود حاضر داشت كه آنها را با خود بياورد و به خانمش سپرد كه آنها را پشتسر او بفرستد . هنگام مراجعت مجددا به همراهان دستور دادند كه در پاسخ سوالكنندگان بگوييد شاهزاده عضد السلطان از طرف هيئت وزراء مأموريت دارد كه به كرمانشاه برود و سالار الدوله را ملاقات كند ، شايد فيما بين او و دولت قرار اصلاحى بدهد و كار بدون جنگ و خونريزى خاتمه پيدا كند . اين عده شبوروز راهپيمايى كردند تا اينكه در شب بيست و سوم شعبان 1329 ساعت دو از شب گذشته وارد كنگاور شده و به منزل سارى اصلان وارد گرديدند و فورا ورود خود را به سالار الدوله اطلاع دادند . ساعت چهار از شب گذشته پاسخ سالار الدوله به مضمون زير به دست آقايان رسيد : « از كرمانشاه به كنگاور . خدمت جناب مستطاب شريعتمدار حجة الاسلام آقاى امام جمعه سلمه اللّه تعالى . از زحمات جنابعالى بىنهايت امتنان دارم . انشاء اللّه تعالى ملاقات نزديك است . صبح زود حركت فرموده ، تشريف بياوريد كه يك دقيقه زودتر برادر عزيزم را به آغوش بكشم . » فردا كه 23 شعبان بود چاى و صبحانه صرف كرده و حركت نمودند . شب 24 شعبان يكساعت از شب گذشته وارد صحنه شدند و از دور چراغهاى برديف مانند خيابان به نظر آوردند وقتى نزديك شدند معلوم شد على رضا خان گروسى با فوج گروس به استقبال آمدهاند و چون شب فرارسيده