محمد رضا واليزاده معجزى
395
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
تلگرافخانه حاضر و شرح واقعه را تلگرافا به تهران خبر مىدهد جواب از تهران رسيده و امر شد به پنجهزار سوار از خمسهء و ده هزار سرباز از تهران و همدان با سوارهاى كرمانشاه و توابع همدان براى دفع اين كار جمعآورى شوند و خود امير هم رفت و قريه لعلچين محال همدان و مشغول جمعآورى سوار و اسب . و اليوم 12 از سوارهاى خدابندهلو محال همدان جمعى به همدان آمدهاند و چون حكمران همدان ظهير الدوله اين اغتشاش را ملاحظه نمود ، براى اينكه خرابى به شهر همدان نرسد و شايد درصدد اصلاح عمل برآيد . روانه نهاوند شد كه نزد سالار الدوله بروند تا خداوند چه مقدر نموده باشد و شايد اصلاحپذير گردد و جهت اين عمل در اين اغتشاش چند روزست اشخاصى كه گندم از توابع همدان به شهر حمل مىنمودند موقوف و تا اينكه بسيار وفور داشت كم شد و همه اهل شهر مضطرب و پريشان احوال هستند . » علاوهبراين نامه كه مأمور مخفى سفارت انگليس نوشته بيست و هفت فقره اسناد تاريخى ديگر شامل صورت تلگرافهايى كه بين دولت مركزى و حكومت ولايات ثلاث و رؤساى طوايف مخابره شده و نيز نامههايى كه سالار الدوله به سران عشاير و طرفداران خود نوشته است موجود است ، و به قرارى كه در مجله بررسىهاى تاريخى نوشته شده اين اسناد در تصرف نوه ميرزا ابو القاسم خان نورى بوده و به وسيله دانشمند معاصر سركار سرهنگ قائم مقامى در اختيار تيمسار امير منصور گذاشته شده و معظم له آن را در مجلات ادبى و تاريخى انتشار دادهاند . اسناد مزبور عبارتند از تلگرافهايى كه ميان ملاير و تهران مبادله شده و عموما شامل دستورات دولت براى جلوگيرى از غائله سالار الدوله و شرح اقداماتى است كه ميرزا ابو القاسم خان حكمران ولايات ثلاث در اينباره مخابره نموده است و همچنين نامههايى از سالار الدوله كه برخى به مهر او و بعضى از طرف منشى او به سران و خوانين عشاير و ايلات و متنفذان و مالكين محال ثلاث و حكام اين نقاط نوشته شده و متضمن وعدهها و تهديدها و خواستن خواروبار و سيورسات براى اردوى شاهزاده مىباشد . تاريخ نگارش و مخابره اين نامهها و تلگرافها بين چهارم ربيع الآخر و نوزدهم جمادى الاولى 1325 ( 17 ارديبهشت و ده تير 1286 ) است . به موجب اين مدارك جمعى از عشاير با سالار الدوله همكارى كردهاند و برخى به جانبدارى از دولت مركزى برضد او ايستادهاند و نام اكثر آنها در ضمن مطالعه اين كتاب به نظر خوانندگان مىرسد و بههرحال سالار الدوله به علل و جهاتى كه در همين تاريخ آمده از قواى دولت و طرفداران محمد على شاه شكست يافت و سپاه او پراكنده گرديد .