محمد رضا واليزاده معجزى

368

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

شيرازى معاون سالار الدوله به شاهزاده معرفى و با وى دوستى و رفاقت پيدا كرده بود ، با آزادىخواهان ارتباط برقرار و پولهاى گزافى توسط ملك براى آنها فرستاده بود و علاوه‌براين‌كه در اين كار چنان‌كه گفتيم غرضش تضعيف عين الدوله بود و درعين‌حال مىخواست با كمك آزادىخواهان به سلطنت برسد . آرزوى سلطنت چيز تازه‌اى نبود كه سالار الدوله به فكر آن افتاده بود ، بلكه مشاراليه از تاريخ جلوس پدرش مظفر الدين شاه بر تخت سلطنت همواره در اين خيال بود و مىخواست به يارى خوانين و عشاير ايران بر اريكه پادشاهى جلوس نمايد . و براى تهيه مقدمات همين كار بود كه در حكمرانى سابق خود در لرستان با دختر والى پشتكوه لرستان ازدواج كرد و در نوبت بعد دختر نظر على خان امرائى ، سردار و سركرده شماره 2 لرستانى ، را به زنى گرفت . وقتى كه جاسوسان عين الدوله به او اطلاع دادند كه سالار الدوله توسط ملك المتكلمين با آزادىخواهان سر و سر پيدا كرده و براى آنان پول به عنوان كمك مىفرستد ، درصدد افتاد او را به عنوان حكمرانى لرستان و خوزستان از تهران خارج كند و غرضش از انتخاب لرستان اين بود كه خود عين الدوله به تازگى از آن سرزمين به تهران رفته بود و به واسطه دوستى و يگانگى خاصى كه با رؤسا و سركردگان لرستان داشت ، بر آن سرزمين كاملا خود را مسلط مىدانست و دوستان و رفقاى او از كوچكترين حركات سالار الدوله آگاهش مىكردند . بالاخره عين الدوله موضوع را به عرض شاه رسانيد و چون فرمانفرما والى لرستان و كرمانشاه در همان دوران به ايالت كرمان و بلوچستان منتقل شده بودند ، سالار الدوله نامزد حكومت لرستان و بروجرد شد . « 1 » سالار الدوله كه مىخواست در موقع معين از وجود عشاير لرستان استفاده كند ، اين مأموريت را فوزى عظيم دانسته ، آماده حركت شد ؛ ولى چون از قضيه زندانى بودن مهر على خان سرتيپ و پسرش شير محمد خان آگاه شده بود ، لذا به فرمانفرما تلگراف زد كه از ترخيص مهر على خان و پسرش شير محمد خان خوددارى كند تا او از تهران برسد . ضمنا تقاضا كرد تا آنها را تحت الحفظ از كرمانشاه به زندان بروجرد روانه نمايد . فرمانفرما همين كار را كرد و سالار الدوله موقعى كه به

--> ( 1 ) . به‌طورى كه در آثار سياسى محرمانه مربوط به ايران در وزارت خارجه انگلستان نوشته شده ، بعد از انتشار اين خبر همه وجوه و سران طبقات مختلف بروجرد به تلگرافخانه رفته ، عدم رضايت خود را از انتخاب سالار الدوله به عرض شاه رسانيده و حاضر شده‌اند سالى سه هزار تومان به شاه تقديم كنند به شرط اين‌كه از شر اين حاكم نجات يافته . ( خواندنيها سال 1348 ) .