محمد رضا واليزاده معجزى

369

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بروجرد وارد شد ، مهر على خان و پسرش در زندان دارالحكومه محبوس بودند . سالار الدوله كه از سال‌ها پيش همواره در نظر داشت مهر على خان را به دام اندازد ، وقتى اين‌طور سهل و آسان حريف را در دام خود اسير يافت ، خوشحال شد و مسرت خاطر وى بيشتر از اين جهت بود كه با توقيف مهر على خان رضايت خاطر فاضل خان و حسن خان سگوند را جلب مىكرد . زيرا كه آنها دو مرد بصير و دانا و مقتدر بوده و چند هزار سوار زبده و رزم‌ديده در اختيارشان بود و با اين نيرو مىتوانستند سالار الدوله را در هر پيش‌آمدى بر حريف مسلط ساخته و قدرت او را در لرستان تثبيت نمايند و به‌همين سبب سالار الدوله نسبت به اين دو سركرده از سابق علاقه و محبت زايد الوصف داشت و هرگز از صلاح و صوابديد آنان‌كه براساس روشن‌بينى بود ، خارج نمىشد و بدون جلب همكارى و صميميت اين دو نفر خود را در حل معضلات ناتوان مىديد . درهرحال مهر على خان كه در حكومت فرمانفرما باوجود مخالفت همين دو نفر با دادن وجهى كلان جهت استخلاص خود مىتوانست از امكانات بيشتر استفاده و خود را از خطر مرگ رها سازد ، « 1 » اكنون در حكومت سالار الدوله با نفوذى كه اين دو دشمن قوى و سرسخت مشاراليه

--> ( 1 ) . عده‌اى از سالخوردگان شهر خرم‌آباد بر اين عقيده‌اند كه هنگام گرفتار شدن مهر على خان و معين السلطنه چاغروند ، نظر بر اين‌كه ملكه خانم دختر آقا ربيعا زوجه مهر على خان بوده ، لذا فاميل چاغروند جهت ترخيص آن‌دو به فعاليت افتاده و بعد از مذاكراتى بالاخره قرار بر اين مىشود كه با پرداخت دو هزار تومان به فرمان‌فرما هردو نفر را مرخص كنند ولى در آن موقع نه چاغروندها و نه سگوندها هيچ‌كدام قدرت تهيه اين وجه را نداشته‌اند و به اهل شهر متوسل مىشوند و قرار بر اين مىشود كه دو محله خرم‌آباد ( درب دلاكان و پشت بازار ) هريك هزار تومان تهيه كنند . كدخدايان هردو محله مشغول جمع‌آورى پول مىشوند و هزار تومان تهيه مىنمايند . در اين موقع حاج هاشم كه از مردان مشهور و روشنفكر خرم‌آباد بوده و با فاميل چاغروند پيوندى و قرابت سببى داشته ، سران و معاريف شهر را به خانه خود دعوت و به آنها مىگويد كه ماهر مبلغ پول براى استخلاص معين السلطنه خرج كنيم كم است زيرا ما و چاغروندها هميشه در خير و شر و نفع و ضرر باهمديگر سهيم و شريك مىباشيم ولى چه سبب دارد كه ما پول بدهيم و مهر على خان سگوند را مرخص سازيم . مگر او خودش طايفه ندارد و اضافه كرد كه به ياد نداريد موقع استقبال فلان حاكم نوكران مهر على خان عباهاى جمعى از اهل شهر را از دوش آنان قاپيده و در رفتند و چون نوكران مهر على خان بودند ما به مهر على خان از اين رفتار نوكرانش شكايت كرديم و او به ما اعتنا نكرد . آيا حالا سزاوار است ما جهت استخلاص چنين شخصى فعاليت كنيم و از جيب خودمان پول هم بدهيم . بنابراين مبلغ هزار تومان كه جمع‌آورى شده بود ، بابت معين السلطنه پرداخته او را آزاد كردند ولى مهر على خان را كه در زندان مانده بود فرمان‌فرما با خود به كرمانشاه برده در آنجا حبس كرد . نگارنده گويد : علاوه‌براين‌كه آقاى شجاع كه خود در جريان قضايا بوده اين موضوع را تكذيب مىكند ، اصولا به نظر خيلى بعيد است كه طايفه سگوند عالى خانى و خود مهر على خان رئيس طايفه مزبور كه مرد ثروتمندى بوده ، قدرت تهيه هزار تومان نداشته‌اند كه جان و آبروى رئيس و ايلخان خود را با آن حفظ نمايند .