محمد رضا واليزاده معجزى
325
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
مباركه را بدون استثناء علاوه بر ايالات و ادارات سابقه به عين الدوله مرحمت و واگذار فرموديم ، بايد آن جناب اشرف دستورالعمل او را با تعليماتى كه لازم است ، از اين تاريخ در نظم اين ادارات معين كرده و هر تقويتى كه لازم دارند ، در كليه اظهارات او به عمل آورند تا انشا اللّه تعالى به طورى كه مرضى خاطر مبارك است با نهايت اشتغال تكاليف چاكرانه خود را به موقع اجرا گذارده ، شب و روز به خدمات مقرره اشتغال داشته ، خاطر ما را با كمال استقلال كه به او مىدهيم ، آسوده بدارد . شهر رمضان سيچقان ئيل 1318 . بدين ترتيب كه به استحضار رسيد ، عبد المجيد ميرزا عين الدوله به حكومت تهران و توابع آن منصوب گرديد « 1 » و چون در همين موقع شاهزاده سالار الدوله در تهران بود و شاه ميلى نداشت مشاراليه در پست حكومت خمسه باقى باشد ، لذا برحسب استدعاى خود سالار الدوله فرمان حكومت لرستان و خوزستان و بروجرد و بختيارى به نام مشاراليه صادر گرديد كه چون نگارنده داستان حكومت او را در اين نوبت و نوبتهايى ديگر مفصلا در جلد ديگر از تاريخ لرستان نوشته ، لذا ديگر چيزى از آن مقوله در اينجا نمىنويسد . موضوعى را كه لازم الاشاره مىداند اين است كه بعد از انتقال عين الدوله و تعيين سالار الدوله بهجاى او ، چون عين الدوله او را شاهزادهاى كمتجربه و بىسياست در امر حكومت مىدانست ، لذا درصدد برآمد كه به او خدمتى كرده باشد اين بود كه خطاب به سالار الدوله گفت : « آيا دلت مىخواهد در لرستان به آسودگى و اقتدار حكومت كنى يا هميشه گرفتار كشمكش و دردسر باشى ؟ » سالار الدوله جواب داد : « البته مايلم هرچه بيشتر مقتدر و بر منطقه خود
--> ( 1 ) . بعد از تغيير شغل عين الدوله و خالى ماندن پست حكمرانى لرستان و خوزستان ، شاهزاده ابو الفتح ميرزا سالار الدوله كه حكومت خمسه را داشت و براى ملاقات پدرش به تهران آمده بود ، بدون فوت وقت به حضور شتافته و استدعا كرد او را بهجاى عين الدوله به حكمرانى لرستان و خوزستان تعيين كند . شاه كه از هر حيث پادشاهى خوشنيت و لين الاريكه بود ، بدون عذر تقاضاى فرزند را پذيرفت و فرمان او را صادر كرد كه مفاد آن را مؤلف منتخب التواريخ مظفرى ذيل وقايع سال 1318 آورده و نگارنده آن را در اين حاشيه به منظور تتميم فايده كتاب درج مىكند . نواب مستطاب و الا شاهزاده سالار الدوله كه در اين اوقات از ايالت خمسه احضار به دربار همايون شدند ، نظر به كمال خشنودى و رضاى خاطر خبر همايون از دقايق كفايت و كاردانى حسب الاقتضاى راى معدلت شهريارى ايالت و فرمانفرمايى ممالك و ولايات عربستان و لرستان و بروجرد و بختيارى و ايلات آن حدود را به انضمام رياست تمام قشون آن صحنه به عهده كفايت نواب مستطاب معظم مفوض و واگذار فرمودند .