محمد رضا واليزاده معجزى
292
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
گرديد « 1 » و ناصر الدين شاه فرمان داد كه عدهاى از شاهزادگان در آن مدرسه به تحصيل دانش اشتغال ورزند . لذا عبد المجيد ميرزا كه از شاهزادگان طراز اول محسوب مىشد ، نيز به دارالفنون معرفى گرديد تا مدارج عاليه علوم را در آنجا طى نمايد ليكن عبد المجيد ميرزا براى اين مدرسه شاگرد جدى و درسخوانى نبود و به شيطنت و بازىگوشى و كلهمستى بيشتر رغبت داشت تا تحصيل علم و با اينكه استادان اين مدرسه جديد دانشمندانى ترقيخواه و وظيفهشناس بوده و ميل داشتند كه از اندوختههاى علوم خود شاگردان را بهرهمند و توانگر سازند ، معهذا هرچه را با عبد المجيد ميرزا به مدارا رفتار كردند شايد تغيير رويه داده و به كسب دانش راغب و علاقهمند گردد ، مع هذا نتيجه مثبتى نداشت و او همچنان اوقات خودش را به غفلت و بطالت مىگذرانيد و سرانجام استادان خود را به ستوه آورد . بهطورى كه ناچار شده نامهاى به ناصر الدين شاه نوشته و در آن نامه از كاهلى و نافرمانى وى شكايت كرده و متذكر شده بودند كه تا اين تاريخ لازمه مدارا و تلاش را مرعى داشته و كوشيدهاند كه عبد المجيد را با اندرز و تهديد و حبس و تنبيه هدايت سازند . ولى همه آنها بلااثر مانده و آنان چنين دريافتهاند كه اين شاهزاده براى تحصيل دانش و كسب فضيلت حاضر نيست و بهتر آن است كه اجازه فرمايند از مدرسه اخراج شود كه مبادا رويه او به ساير شاگردان جدى درسخوان هم سرايت كند . ترك تحصيل ناصر الدين شاه اين درخواست را پذيرفت و شاهزاده را به تبريز پيش مظفر الدين ميرزا وليعهد فرستادند . رابطه عبد المجيد ميرزا و وليعهد از اين تاريخ شروع گرديد . تحصيل آزاد هرچند عبد المجيد در مدرسه شاگرد درسخوان زرنگى نبود و به قول يك نفر از مورخين معاصر در دارالفنون تصديق بىلياقتى گرفت ، ولى در خارج از مدرسه بيكار نماند و گويى طبع سركش و مغرور اين شاهزاده به مقررات نظامات مدرسه تسليم نمىشد و الا مشاراليه سرشار از ذوق و استعداد فطرى بود . زيرا او بعد از ورود به تبريز به تحصيل آزاد پرداخت و چون آن محيط با ذوق و سليقه او بهتر وقف مىداد و توانست در سايه هوش و استعداد فطرى خود معلومات
--> ( 1 ) . [ در متن به توضيح و معرفى « اميركبير » و « دارالفنون » ده سطر مطلب تكرارى و پيش پا افتاده دربارهء زندگى و خدمات و آرزوهاى امير آمده بود كه حذف گرديد . ]