محمد رضا واليزاده معجزى
271
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
يادداشتها 1 . سروش نامش ميرزا محمد على بن قنبر على و اصلش از بلوك سده اصفهان است . وى به روزگار جوانى در شهر اصفهان به تحصيل كمالات پرداخت و چون طبعى موزون داشت ، از همان شباب به شاعرى مشغول گرديد و به مداحى سادات بزرگوار و علماء و امراى والامقام اشتغال ورزيد و بالاخره به مضمون اين شعر : به شهر خويش درون بىخطر بود مردم * بهجاى خويش درون بىبها بود گوهر كه گفتهء خود او است ، به مسافرت و سياحت بلاد و امصار پرداخت . بيشتر شهرها را ديد و بالاخره مقدر چنان بود كه ساغر عيشش در تبريز از باده كامرانى لبريز شد . در آن ولايت متوقف و از اكرام و انعام اميرزاده فتوت شعار قهرمان ميرزا فرزند نايب السلطنه مغفور طاب ثراهم متنعم و موظف بوده و غالبا قصايد غرا در مدح ناصر الدين ميرزا وليعهد و حكمران آذربايجان و مرحوم محمد خان زنگنه پيشكار آن سامان به رشته نظم كشيده ، از نظر مىگذرانيد تا پختگى طبع و تتبع در طرز سخنسرايى فصحاى متقدمين حاصل كرد و به توسط اميرزاده نواب محمد محسن ميرزا ابن شاهزاده عبد اللّه ميرزا ، متخلص به « دارا » به دربار ناصر الدين ميرزا وليعهد راه يافت و در مراحل مدحگذارى و اخلاص شعارى شتافت و بعد از جلوس وليعهد به سرير سلطنت ، مشاراليه نيز در سلك خدام وى منسلك گرديد و در اعياد و جشنها ، تهنيتگوى دربار شد و اين خدمت به وى اختصاص پذيرفت تا همواره خلعت و انعام و تمكين و احترام يافته به « شمس الشعرا » ملقب گرديد و صاحب ضياع و عقار و درهم و دينار شد و در اثر تشويق اين پادشاه شعردوست و ادبپرور روزبهروز قوت طبعش افزوده ، به تتبع طرز اساتيد قديم نظم كرد و به عذوبت و سلاست شعر حكيم ابو الحسن فرخى سيستانى و امير معزى سمرقندى سخنسرايى كرد . تغزلات شيرين و مدايح رنگين سرودن گرفت . قطع نظر از قصيدهسرايى به مثنوىگويى پرداخت و بسيارى از غزوات مولاى متقيان و شاه مردان على بن ابو طالب صلواة اللّه و سلامه را به رشته نظم كشيد و از آن جمله است : پراكندهء كفار حيدر كرار * به خيبر اندر شمشير او فكنده شعيب نديده هيچ مبارز قفاى او هرگز * نه در قفاى گريزنده تاخته مركب بسا كسا كه بدين شبهه اندر افتادند * كه اوست رب جهان يا كه آفرينندهء رب مگوى رب و بگو آنچه اندرز خواهى * ستودهتر نبود در جهان ازين هدايت و در سال هزار و دويست و هشتاد و پنج هجرى قمرى در سن پنجاه و هفت سالگى در تهران درگذشت و از آثار مهم او بنابر آنچه استاد مسلم وقت مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى مرقوم داشتهاند ، ترجمه نظمى پارسى از اشعار عربى الف ليله و ليله عربى است كه بهجاى اشعار عربى آن كتاب در بعضى جاها به مناسبت مقام از اشعار مشهور شعراى فارسى درج و در بعضى جاهاى ديگر نيز اشعار عربى آن كتاب را به شعر فارسى فصيح و مليح ، خودش ترجمه كرده . چنانچه متن عربى نثرى آن كتاب را نيز ملا عبد اللطيف طسوجى پدر ميرزا