محمد رضا واليزاده معجزى

257

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

فصيح و شيوا از متن عربى ترجمه كرد . چند سال بعد يعنى در سال 1264 هجرى قمرى محمد شاه درگذشت و وليعهد جوان با كوشش پيشكار و وزير بىنظيرش ميرزا تقى خان اميركبير كه آن موقع وزير نظام لقب داشت ، رو به تهران نهاد در اين سفر حاج ملاباشى و فرزندش ميرزا محسن خان مظفر الملك در التزام ركاب شاهانه بودند . چون مركب پادشاه به قزوين رسيد ، حاج ملاباشى نامه‌اى به ناصر الدين شاه نوشت و ضمن تمجيد و تعريف فراوان از مراتب كفايت و كاردانى و سياست اميركبير بدين عنوان كه شاه ازين پس به وزير و مشير نياز دارد و ديگر احتياجى به وجود ملاباشى نيست ، از او اجازه خواست تا به عتبات عاليات مشرف شده بقيت عمر را به مجاورت عتبات مقدسه به پايان آورد و چون برف پيرى بر سرش نشسته و فرسوده شده بود ، شاه درخواست وى را اجابت نمود . حاج ملاباشى فرزند خود ميرزا محسن خان مظفر الملك را به شاه سپرده ، از قزوين به سوى عتبات روان گشت و در نجف اشرف مجاور تربت شاه مردان و مولاى متقيان شد و تا پايان عمر در آن مكان مقدس به طاعت و عبادت گذرانيده ، در همان‌جا درگذشته و گور وى نيز اكنون در نجف اشرف است . از تاريخ صحيح فوت او اطلاعى نداريم . ممكن نيست اين تاريخ بر سنگ گور وى كه اكنون متأسفانه دسترسى بدان نيست ، نوشته شده باشد اما به يقين قبل از سال 1297 هجرى قمرى كه تاريخ ولادت نواده‌اش مرحوم غلامرضا خان مظفر است ، بوده . لكن مرحوم علامه قزوينى احتمالا تاريخ فوت او را بين سال‌هاى 1294 تا 1306 تصور كرده‌اند . ملاباشى غير از ترجمه الف ليله و ليله كه حكايت از كمال بداعت و استادى وى در دو زبان فارسى و عربى و احاطه او به ادبيات اين دو زبان مىكند ، آثار ديگرى نيز داشته است كه متأسفانه از آنها اثرى برجاى نيست . حتى نامشان هم از خاطرها محو گرديده [ است ] آثار وى كه هيچ‌يك جز الف ليلة و ليله به طبع نرسيده بود ، با كتابخانه آبرومندى كه داشت ، پس از مرگ وى به تاراج حادثات زمان رفت و با فقدان آنها زبان فارسى از نمونه‌هاى بسيار شيوا و جالبى از نثر استوار ريخته و درعين‌حال ساده و روان و شيرين دوران قاجاريه كه از اعصار مهم رشد و تكامل زبان فارسى است ، محروم ماند . زن ملاباشى ( مادر مظفر الملك ) زن حاج ملاباشى كه كلثوم خانم نام داشت ، يكى از زنان فاضله و دانشمند عصر خويش بود