محمد رضا واليزاده معجزى

258

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

« 1 » و در دورانى كه از هزار مرد يكى سواد نداشت و خط آموختن به زنان را گناه غير قابل بخشايش مىدانستند ، وى با شوهر خويش در ترجمه الف ليله و ليله مشاركت داشت و چنان‌كه در خانواده حاج ملاباشى معروف است ، در اين كار وى سهم بزرگى دارد . قبل از اين‌كه از مظفر الملك و دوران خدمت او سخن به ميان آوريم ، به تحقيقاتى را كه مرحوم علامه قزوينى در پيرامون زندگانى ملا عبد اللطيف پدر مظفر الملك به عمل آورده‌اند ، به عنوان تكمله بر اين بيوگرافى مىافزاييم . [ براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد به يادداشتهاى پايان فصل ، ش 2 . ] فرزند ملاباشى از حاج ملاباشى پنج فرزند ( دو پسر و سه دختر ) بازماند . يكى از دخترانش چنان‌كه در نامه جوابيه مرحوم حاج ميرزا يحيى به نظر رسيد ، نصرت خانم زنى بسيار باهوش و فاضل و فهميده بود و شعر نيكو مىسرود . پس از اين‌كه زن ظل السلطان ( مادر جلال الدوله ) درگذشت ، شاه به دو امر داد كه دختر حاج ملاباشى يعنى همين نصرت خانم را به زنى بگيرد . ظل السلطان نيز او را به زنى گرفت و گرچه براى اين شاهزاده فرزندى نياورد ، ولى بسيار مورد توجه او بود . دو پسر ميرزا عبد اللطيف به ترتيب محسن و مهدى نام داشتند . فرزند نخستين وى محسن همان ميرزا محسن خان مظفر الملك و شخص موردنظر ماست كه در الذريعه و ريحانة الادب و ظاهرا مآثر و الآثار صنيع الدوله كه مآخذ دو كتاب نامبرده بوده ، اشتباها به نام محمد حسن ضبط شده . ميرزا محسن خان در عنفوان جوانى به اتفاق پدرش به حج رفت و به حاج ميرزا محسن خان شهرت يافت و از ناصر الدين شاه لقب « مظفر الملك » گرفت . فرزند ديگرش مهدى نيز مظفر الملك لقب يافت .

--> ( 1 ) . واقعا دوره سلطنت قاجاريه را بايد عصر درخشان ترقى و تعالى و پيرايش نظم و نثر فارسى از آلودگىهاى عصر صفويه و تبتج زبان از تقيدات و استعارات و به اصطلاح نازك‌انديشىهاى سبك متكلف و ناهنجار هندى دانست خوشبختانه در اين دور بواسطه توجه و علاقه سلاطين قاجار به نظم و نثر فارسى ، فضل و دانش از چهار ديوارهاى حرمسرا وارد اندرون پادشاهان و شاهزادگان قاجاريه شده و همدوش با مردان اديب و فاضل اين عصر ، زنان فاضله و اديبه و شاعره نيز ظهور كردند چه بسيار دختران بىسواد كه وارد اين حرمسراها شده و تحت تعليم مربيان لايق به مقام فضل و دانش رسيدند . [ خواننده آگاه و دانش‌پژوه به خوبى مىداند كه نظم و نثر روزگار قاجار به استثناى زمانهء مشروطه و پس از آن ، به هيچ رو در عصر درخشان و پيرايش خود واقع نشده بلكه همچون سطر دوم اين پانويس از نازك‌انديشى سبك و تكلفى ناشيانه فراتر نمىرود . ]