محمد رضا واليزاده معجزى
253
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
از فوت مرحوم معتمد الدوله ارثا به دريافت لقب پدر سرافراز گرديد . بانو عظمى خواهر ظل السلطان و زوجه صارم الدوله بود . چنين شهرت دارد كه ظل السلطان صارم الدوله شوهر بانو عظمى را قهوه مسموم داده و كشته است و بعد از مردن صارم الدوله لقب او را براى اكبر ميرزا پسر خود گرفته است . تصنيف ديگرى هم زبان حال ظل السلطان است در صفحه 160 از حواشى كتاب شرححال عباس ميرزا ملكآرا به چاپ رسيده است . 6 . پرنس ميرزا ملكم خان ناظم الدوله فرزند ميرزا يعقوب از رجال عهد ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه قاجار بود . وى در سال 1249 شمسى در اصفهان متولد در سن ده سالگى به پاريس رفت و تحصيلات خود را در رشته حقوق و رياضى به پايان رسانيده و در مراجعت به ايران بهسمت مترجمى در دربار ناصر الدين شاه تعيين شد و مدتى در سفارتها و مأموريتهاى اروپا به سر برد . در سفر اول ناصر الدين شاه به اروپا جزو همراهان وى بود . در سال 1307 " روزنامه قانون " را در لندن تاسيس كرد و در آن رفتار درباريان ناصر الدين شاه به خصوص امين السلطان را انتقاد مىكرد و به اين سبب ناصر الدين شاه القاب و امتيازات و مشاغل او را لغو كرد . فراموشخانهاى دائر كرد كه جمعى از رجال عضويت آن را پذيرفتند . كارهايى هم در رشته شعبده مىكردند كه در انظار مردم جالب توجه بود در سال 1326 هجرى در رم درگذشت . كتب و رسالاتى هم نوشته كه تعدادى از آنها چاپ شده است از جمله : اصول تمدن ، حرف غريب ، رساله غيبيه ، پلتيكهاى دولتى و غيره ( به نقل از فرهنگ عميد ) . 7 . شيخ عبيد اللّه پسر شيخ طه نقشبندى از رؤساى مذهبى و صوفى مسلك كرد بود كه طى جنگهاى روس و عثمانى ، مقدارى اسلحه به دست آورده و دعوى آن را داشت كه عموم قبايل كرد را تحت يك اداره در آورده و بههمين جهت به همراهى پسرش عبد القادر و به تحريك حمزه آقا منگور از كردان ايرانى ساوجبلاغ مكرى در سال 1297 زمان والىگرى مظفر الدين ميرزا وليعهد قيام كرد . و آذربايجان را به خطر انداخت . مظفر الدين ميرزا وليعهد والى آذربايجان كه فطرتا مردى جبون و ترسو بود ، از قيام و هجوم ناگهانى شيخ عبيد اللّه خود را باخته بود و از ترس به تهران متوسل شد و از پدرش استمداد نمود . دولت ايران كه هرگز تصور نمىكرد اين شيخ مسلمان اينطور وحشيانه قيام كند ، درصدد دفع وى برآمد ولى قشونى مجهزتر از ارتش ظل السلطان در دسترس نداشت كه اين شيخ را دفع كند شيخ با اردوى مجهزى در سرحدات ايران مرتكب انواع خرابى و فجايع شد و چنان خوف و وحشتى در دل مردم و دولت افكنده كه چيزى نمانده بود ، مانند افغانها بر ايران مسلط شوند و بالاخره اين شيخ انواع رسوايى را در ولايات غربى ايران از كشتن و سوختن و غارت كردن و هتك ناموس بهبار آورد و آنچنان عرصه را بر وليعهد تنگ كرد كه شاه ناچار شد از ظل السلطان استمداد كند . اگرچه بالاخره قشون ايران بر شيخ عبيد اللّه فائق آمد ، ولى بىعرضگى وليعهد به پدرش ثابت شد . 8 . لازم مىداند اين نكته را متذكر شود كه ناصر الدين شاه اگرچه در خصوص قتل حسينقلى خان