محمد رضا واليزاده معجزى
227
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
حيدر خان در جواب مىگويد : « اى " كلاسمان " « 1 » باز هم دست از حرف مفت زدن برنداشتهاى » و از جلو او رد شده به ساير خوانين كه از راه ديگر آمده بودند ملحق گرديد و مستقيما به خرمآباد مراجعت كردند . فرداى آنروز ظل السلطان با اردوى خود از هرو كوچ كرده ، به سوى اصفهان رهسپار گرديد . طبق دستور شاهزاده در همهجا مراقب مير تيمور خان بودند كه فرار نكند . براى اينكه از دانايى و زرنگى خان ديركوند چيزها به ظل السلطان گفته بودند تا به اصفهان وارد شدند روزهاى نخست مير تيمور خان را در زندان دار الحكومه نگاه داشتند ولى چون امامجمعه راجع به او سفارش بسيار به ظل السلطان كرده بود و نيز در اصفهان احتمال فرار او خيلى كمتر بود ، لذا براى اينكه مشار اليه هرچه بيشتر راحت باشد و مضايق زندان و مقررات خستهكننده آن رنجورش نسازد ، ظل السلطان يك نفر از سرداران و رجال مورد اعتماد حول و حاشيه خويش را خواسته و مير تيمور خان را به دست او سپرد و توصيه بسيار راجع به مواظبت او كرد و از اين تاريخ به بعد مير تيمور خان ديگر مقيد به غل و زنجير نبود و تحتنظر ميزبان خود در نهايت راحتى و آسودگى مىزيست . به قرارى كه مير تيمور خان نقل كرده ميزبان دربارى ، او را در يكى از طبقات كاخ عالىقاپو كه از بهترين كاخها و قصور عصر صفويه است ، جاى داده و تحتنظر و مراقبت عدهاى از نوكران وظيفهشناس از او پذيرايى مىكرد و مشار اليه اوقات خود را به مطالعه كتاب مىگذرانيد و هر وقت خسته مىشد ، در جلوى تالار كاخ به قدم زدن مشغول مىشد و رفع خستگى را از خود مىكرد . سال 1297 گذشت و سال 1298 فرارسيد . قريب يكسال از حبس مير تيمور خان گذشته بود و چون وى مردى خوشمحاوره و سخندان و اهل كتاب بود و در موقع سخن گفتن مىتوانست ديگران را تحتتأثير قرار دهد و به عبارت آخرى خيلى مجلسآرا و بذلهگو بود ، در اين مدت به قدرى ميزبان و مراقبين را تحتتأثير قرار داده بود كه او را فوق العاده دوست مىداشتند و او را تقريبا آزاد گذاشته و مزاحمش نمىشدند و بهر نقطه از كاخ كه ميل داشت مىرفت و اطمينان كامل همه را جلب كرده و خيال نمىكردند چنين مرد متين و باوقارى هرگز
--> ( 1 ) . كلاسمان : در اصطلاح لرى به معنى آلت تيز و برندهايست كه كفاشان و سراجان و پينهدوزان چرم و تيماج و ساغرى را بوسيله آن مىبرند و اين واژه را اصطلاحا در مورد اشخاصى به كار مىبرند كه حرفهاى درشت مىزنند كه متناسب با وضع و موقعيتشان نيست .