محمد رضا واليزاده معجزى

22

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

حالت مجنون دگر شد كارش از سودا گذشت * هودج ليلى مگر روزى ازين صحرا گذشت شكوه شام غمش گفتيم به محشر سركنيم * ساعتى افزون نبود آن هم به صد غوغا گذشت يك دو روزى پيش و پس بود ارنه از دور سپهر * بر سكندر نيز بگذشت آنچه بر دارا گذشت نيست دولت بىسبب اين اضطراب دل مرا * در دل بيگانه آن ناآشنا يك جا گذشت بر هركه درين بتكده ديديم به تحقيق * در خرقه توحيد نهانش صنمى هست صد كشته فزون دارد و زان باك ندارد * بىباك يكى بسته فتراك ندارد نه بيم ز برقى و نه منت ز سحابى * خوش آنكه چو من دانه در اين خاك ندارد وى قصائد و غزليات عاشقانه فصيح و بليغ بسيار دارد . علت وليعهد نشدن محمد على ميرزا دولتشاه چنان‌كه مكرر گفتيم دولتشاه اكبر اولاد فتحعلى شاه بوده و مقام وليعهدى حق مسلم او بود زيرا در همه كشورهاى سلطنتى دنيا قاعده و رسم جارى همين است كه ولايتعهدى كشور از آن پسر ارشد شاه مىباشد ، مگر اين‌كه عيب و نقصى در قواى عقلانى يا جسمانى او باشد كه آن عيب و نقص مانع انجام وظايف خطير سلطنت گردد . مع الوصف مشاهده مىشود كه فتحعلى شاه اين قانون عمومى و ياساى كهن را مراعات نكرده و باوجود دو پسر كامل الخلقه و لايق به نام محمد على ميرزا دولتشاه و محمد قلى ميرزا - كه هردو نفرشان من حيث المجموع واجد شرايط ولايتعهدى و سنا مقدم بر پسران ديگر شاه بودند ، به هيچ‌وجه مراعات اين حق نشد - عباس ميرزا را به‌سمت وليعهد تعيين و معرفى كرد . چون ممكن است بعضى از هموطنان علت اين كار را در جايى نخوانده باشند ، لذا در اين بيوگرافى دليل تاريخى آن را مىنگارد تا سبب محروم شدن محمد على ميرزا از حق طبيعى و قانونى خودش روشن شود . ايل قاجار بر دو طايفه منقسم مىشود كه يكى را طايفه « قوينلو » يا ( اشاقه باش ) و ديگرى را « دولو » يا ( يوخارى باش ) گفته‌اند . بين اين دو طايفه همواره نزاع و رقابت و خونريزى وجود داشته ، با همديگر جنگها كرده و خونها ريخته‌اند و شايد كمتر اتفاق افتاده بود كه بين اين دو شاخه ايل قاجار وفاق برادرى و به اصطلاح امروز « همزيستى مسالمت‌آميز » وجود داشته و در كمال صلح‌وصفا به اتفاق و اتحاد گراييده باشند . هنگامى كه آقا محمد خان - سرسلسله دودمان قاجار كه خود از طايفه قوينلو بود - بر اريكه سلطنت ايران مستقر شد ، از آنجايى كه پادشاهى سياس و مدبر و دانا بود به فراست دريافت تا موقعى كه اين دو طايفه كينه همديگر را در دل