محمد رضا واليزاده معجزى

21

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

روان شد و در 1221 به حكومت بصره تا خرم‌آباد و كرمانشاه تا خاك بغداد منصوب [ گرديد ] و در 1224 كه فتحعلى شاه با دولت روس در جنگ بود ، اين شاهزاده در محل موسوم به « حمانلو » - سه منزلى ايروان - با قشون روس جنگى كرده و بر ايشان غالب آمد و بعضى اسراء از آنها گرفته به اردوى پدر فرستاد و خود به جانب تفليس رانده و لشگرش آن صفحات را غارت كردند . بالاخره به سبب حسن گفتار و نيكى رفتار و همت مردانه و اخلاق كريمانه و فتوت و مروت در اندك روزگارى صيت حشمت و شوكتش از ايران به توران و ساير كشورهاى بيگانه رسيد و آثار شجاعت و كاردانىهاى او در عراق عرب شهره گرديد و با اين همه او در حسن شمايل و علو فضايل نيز بىنظير بوده و بذل و بخششى به سزا داشته و همواره دور و نزديك و تازى و پارسى و لر و كرد از خوان احسانش بهره‌ها مىبردند و همه ساله صره‌هاى سربسته پر از زر ناب به هريك از اعيان دربار خاقان ارسال مىداشت و در صله مدايح جوائز خطير مىداد و از آثار معروف او شادوروان شوشتر است كه سدى محكم مىباشد . وى به دانشمندان احترام مىگذاشته و مخصوصا به واسطه عقايد مذهبى محكم به علماء و روحانيون عقايدى سخت و راسخ داشته [ است ] . در قصص العلماء ، تنكابنى مىنويسد كه وى سالى هفتصد تومان در ايامى كه شيخ احمد احسائى در شهر كرمانشاه بود ، به او مىداد و نيز در همان كتاب نوشته كه وقتى شيخ را قروضى به‌هم رسيده محمد على ميرزا به او گفت : « يك باب خانه در بهشت به من به فروش ، من هزار تومان به تو مىدهم . » پس شيخ يك باب خانه به دو فروخت و وثيقه نوشته و مهر نمود و به شاهزاده داد و هزار تومان گرفت . و نيز وقتى سيد محمد رضا بحر العلوم بدهكار شده از نجف به كرمانشاه آمد و درخواست وجه نمود ، شاهزاده به دو گفت كه يك باب خانه از بهشت به من به فروش به مبلغ هزار تومان . سيد گفت : « از كجا كه من مالك آن خانه باشم . » شاهزاده گفت : « تو قباله در باب آن نوشته و بدهيد علماء نجف و كربلا آن را مهر كنند و به من بدهيد من قبول دارم و از خداى تعالى خواهم گرفت . » پس سيد چنين كرد و هزار تومان گرفت و شاهزاده در زمان وفات وصيت كرد هردو قباله را در لاى كفن او بگذارند . محمد على ميرزا دولتشاه را تأليفاتى است : اول تذكره دولتشاهى ، چنان‌كه در الذريعه ( جلد 9 صفحه 33 ) مذكور است . دويم ديوان اشعار كه به قول دانشمند بزرگ ميرزا محمد على معلم جيب‌آبادى « دريائى است پر از لؤلؤ ناب » و بسيارى از آن اشعار در تذكره‌ها مذكور است و اينك چند شعر از آنها در مكارم الاثار و مجمع الفصحاء هدايت نوشته شده ، ذيلا نقل مىگردد :