محمد رضا واليزاده معجزى
207
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بودند كه بر سر آنان هجوم آورده هرسه نفر را دستگير و زنجير به دست و پايشان نهاده به زندان برج آبى بردند . « 1 » مقارن با احضار سه نفر خوانين مزبور ، عدهاى سرباز جهت توقيف ساير خوانين وابسته به اسد خان و رفقايش مأمور شدند و چون قبلا موقف آنها را بدست آورده بودند ، اكثرا توقيف شدند و آنروز تا غروب آفتاب لربگيرى ادامه داشت . از خوانين مشهور وابسته به تيپ اسد خان تنها على مراد خان از خوانين على محمدى ( سپهوند ) موفق به فرار شد و چون احتمال مىداد كه اگر از راه پل فرار كند ممكن است دستگير شود ، لذا با اسب دونده و چابكى كه داشت صفوف سربازان را شكافته و از طريق رودخانه خرمآباد موفق به فرار شد و سربازان ديگر به تعاقب او نپرداختند . على مراد خان از رودخانه عبور كرده ، مستقيما به اردوگاه حسين قلى خان ابو قداره كه در شاه آباد اقامت داشت ، داخل شده ، خود را به چادر خود حسين قلى خان والى رساند و بدون اينكه از اسب پياده شود ، همانطور سواره والى را مخاطب ساخته و به او گفت : « همين امروز ظل السلطان اسد خان و تيمور خان و سردار خان و آقا ميرزا خان و سايرين را توقيف و به زندان فرستاده ، لذا براى استخلاص آنان به هر نحو كه صلاح مىدانيد ، اقدام كنيد . » ولى حسين قلى خان كه گويى از نيت شاهزاده بىخبر نبوده ، بدون اينكه جوابى به وى بدهد ، با گوشه چشم به او اشاره كرد كه زود از منطقه خطر دور شود ، زيرا توقف او ممكن است باعث دستگيريش شود . يكى ديگر از خوانين سگوند موسوم به آقا ميرزا خان ، برادرزن و وصى مير تيمور خان كه جوانى نورس و برازنده بود ، در گيرودار لربگيرى خرمآباد موفق به فرار شد . ولى از جايى كه اجلش فرارسيده بود ، راهى را انتخاب كرد كه از پشت گرداب به سوى اليشتر مىرود و يك طرفش در امتداد دامنه سفيد كوه و طرف ديگرش استخر بزرگ گرداب بود و چون بر اسبى عربى سوار بود ، توانست با سرعت از دست سربازانى كه او را تعاقب مىكردند ، نجات پيدا كند لكن موقعى كه با سرعت وارد به اين راه شد ، برحسب اتفاق مصادف با عده كثيرى هيزم بار گرديد كه از جنگلهاى جنوب اليشتر به خرمآباد مىبردند و راه مزبور را كه آن مواقع خيلى تنگتر از حالا بود ، بهطورى اشغال كرده بودند كه عبور از لابلاى آنها براى پيادگان هم دشوار بود ، چه رسد براى يك سوار كه عدهاى در تعاقب او بودند .
--> ( 1 ) . برج آبى عبارت از برج مدور خيلى بزرگى بود نزديك به اردوى گلستان ارم ، روبهروى پل كه پايه آن از سه جانب محاط در آب رودخانه بود و از يكطرف به صحن گلستان ارم ارتباط داشت طبقه زيرين آن زندان و طبقه فوقانى آن مسكون بود و غريب سى سال قبل خرابش كردند .