محمد رضا واليزاده معجزى

202

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

مقدماتى از او درخواست كرد كه جهت تقبل آستان شاهزاده با او به خرم‌آباد برود . مير تيمور خان گفت : « حضرت امام اختيار مرا دارند ولى ظل السلطان شاهزاده‌اى كينه‌توز و انتقام‌كش است و تا موقعى كه ما را اعدام نكند ، فكرش آسوده نمىشود . من نه طالب شغل هستم و نه منصبى از شاهزاده مىخواهم و نه كارى با ديوان دارم و شما هم راضى نباشيد كه اطفال من يتيم شوند . » امام جمعه بدون حصول نتيجه نزد شاهزاده مراجعت كرد و قضايا را به استحضار او رسانيد . ظل السلطان از اين جسارت سخت برآشفته شد و مدتى به فكر فرورفت و براى دفعه دوم از امام‌جمعه تقاضا كرد : « با جلال الدوله - پسر ارشد او - به خانه حاج مير تيمور خان برو و به او از قول شاهزاده تأمين بدهيد . » موقعى كه اين عده به خانه مير تيمور خان وارد شدند ، خود را در محظور ديد و با اين‌كه خطر را پيش‌بينى كرده بود ، به امام‌جمعه گفت : « امر حضرت و الا جلال الدوله و شما را اطاعت مىكنم . مشروط بر اين‌كه تأمين نامه به امضاء ظل السلطان به من بدهيد . » امام جمعه پذيرفت و به خرم‌آباد مراجعت كرد و قضايا را به ظل السلطان گفت . ظل السلطان در محظور عجيبى گرفتار شده بود ، زيرا در بروجرد به امام‌جمعه گفته بود كه من مانند ساير شاهزادگان قاجاريه امثال احتشام الدوله و ايلدرم ميرزا و فرهاد ميرزا و حشمت الدوله و غيره خط و امضاء خودم را به دست عشاير نمىدهم و قرآن مهر نمىكنم و تنها قول خود را كافى مىدانم و حالا نمىخواست خلاف تصميم خود رفتار كند ولى امام‌جمعه با براهين منطقى او را قانع ساخت و بالاخره طبق معمول زمان تأمين‌نامه‌اى به خط و مهر ظل السلطان كه بر پشت كلام اللّه مجيد نوشت ، از او گرفته ، براى مير تيمور برد . باوجوداين تأمين‌نامه مير تيمور خان آقا رضا اخ الزوجه خود را با دو پسر بزرگترش نزد خود خواسته ، وصاياى لازم را به آنها كرد و بعد با زن و كودكان وداع نمود و در معيت امام‌جمعه و جلال الدوله و ميرزا شفيع خان به خرم‌آباد حركت نمود . ملاقات با شاهزاده موقعى كه مير تيمور خان را نزد ظل السلطان مىبردند وى در گلستان ارم روى صندلى مرصع كه بر فراز قاليچه‌اى گذاشته بودند ، نشسته و خوانين لرستان من‌جمله حاج عالى خان سگوند ، حيدر خان بيرانوند ، محمد تقى يوسفوند ، مير محمد خان ديركوند ، صيد مهدى خان حسنوند ، باقر خان سرتيپ و برادرش قاسم ، صيد ميرزا يوسفوند و ساير رؤسا و خوانين لرستان