محمد رضا واليزاده معجزى
188
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بيرانوند در رأس آنان قرار داشت ، جدا شده و به مظفر الملك نايب الاياله متوسل شده بودند . چون در اين هنگام صيد مهدى خان حسنوند ، رئيس طوايف حسنوند و يوسفوند كوليوند و ( جد خوانين منظمى اليشتر ) كه با آنان رفيق و همكار بود ، در دسترس آنان نبود نامهاى به او نوشته و به دست قاصد سريع السيرى دادند كه عاجلا به آنان ملحق شود كه متفقا در ركاب مظفر الملك بهسمت بروجرد جهت استقبال از ظل السلطان حركت كنند . و نيز ميرمحمد خان را كه از خوانين ديركوند و بامير تيمور خان عموزاده بود ، با خويش همراه كرده و بدون مراجعه و مشورت با دارودسته اسد خان كه در روز اول همسوگند و همپيمان بودند ، در معيت نايب الاياله عازم حركت شدند . خوانين عهدشكن بدون اعتنا بههمپيمانان خود در ركاب مظفر الملك بهسمت بروجرد حركت كردند مظفر الملك به اتفاق حاج عالى خان ، حيدر خان بيرانوند ، صيد ميرزا يوسفوند ، محمد على يوسفوند ، باقر خان سرتيپ فرمانده فوج امرائى ، مير محمد خان ديركوند و با سواران آنها عاجلا بهسمت بروجرد حركت كردند و در وسط راه صيد مهدى خان حسنوند كه نامه به او نوشته بودند با سواران سلسله به آنها پيوسته و با هدايا و پيشكشىهاى بسيار از نقدى و جنسى به راه افتادند . ظل السلطان بروجرد را به قصد خرمآباد ترك نمود ظل السلطان بعد از مرخص كردن امامجمعه لرستان و ميرزا رشيد خان وزير والى درصدد حركت به خرمآباد افتاد و ما بهتر است كه داستان خروج او را از بروجرد و ملاقات با خوانين لرستان را از قول خود ظل السلطان كه در تاريخ مسعودى نوشته ، نقل كنيم : « از بروجرد كوچ كرده ، منزلبهمنزل بهطرف لرستان رفتيم . در رازان آنكه در ميانهء بروجرد و لرستان است در تنگهاى واقع شده ، خوانينى دارد قلعه بسيار سختى دارند . من در آنجا يك فوج هزار نفرى تمام با دو عراده توپ در آن قلعه ساخلو گذاشتم . فوج سيلاخور به رياست محمد على ميرزا سرتيپ
--> طغيان هم كرده بود ، محاصره شدند و چون رودخانه قابل عبور نبود و آنها نمىتوانستند حلقه محاصره را شكافته و فرار كنند به حكم اجبار حاضر به تسليم شدند . در قبال اين خدمت حشمت الدوله براى اسد خان از دربار درخواست منصب سرهنگى و فرماندهى فوج بيرانوند را نمود و بعد از چند روز ناصر الدين شاه اسد خان را به منصب سرهنگى و فرماندهى فوج بيرانوند ، مفتخر نمود .