محمد رضا واليزاده معجزى

189

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آنها و بعضى دستورالعمل‌ها به او دادم كه مواظب راه و ايلات و غيره و غيره باشد . اين فوج را از بروجرد آورده در آنجا گذاشتم . از افواج اردوى خودم چيزى كاسته نشد ، سهل است ، حركت جمعيت ايل بختيارى و رضا قلى خان و امامقلى خان دو برادر حسين قلى خان و اردويى مركب از سى هزار نفر را از تهران به رياست ناصر الملك كه جميع مردم حتى اهل اردوى خودم هم‌چنين گمان مىكردند كه اين دو اردو و دو جمعيت بزرگ دو سه هفته ديگر به اردوى ما ملحق مىشوند و جهت تعويقشان به جهت كمى آذوقه و سيورسات است و بىاعتنايى من به خوانين لرستان و خبر عزل سپهسالار و رفتنش به تبريز خيلى كارها را منظم كرده بود و پيشرفت كلى پيدا شده بود و به وى خير مىآمد بر خلاف كه در اوايل به وى شر مىآمد . جناب امام‌جمعه و ميرزا رشيد خان كه به لرستان رفته آنچه بايد به خوانين و حضرات بفهمانند ، فهماندند . آنها هم به كلى ازين حركات پشيمان شده ، بالاجماع نزد حاجى محسن خان ناظر من رفته او را شفيع خود قرار دادند و با توبره طاعت و عنان اطاعت بدون استثنا ياغى و مطيع به قريب دو هزار سوار با حاجى محسن خان به اردوى ما آمده و انواع پوزش و عذرخواهى نمودند . من هم از هيچ‌كس يك تخم مرغ تعارف پيشكش قبول نكردم بلكه هركه اظهار چنين مطلبى كرد ، سخت او را رنجانيدم و در گلپايگان و عراق اردوى با ترتيب اردوى جنگى حركت مىكرد و همان قسم فرود مىآمد و كوچ مىداد . بر خلاف در لرستان كه نقطه مقصود بود ، با كمال بىاعتنايى بىآن گرفتگىها كه در شب صدايى « دور باش » پيش‌قراولها به آسمان مىرفت ، مخصوصا اسم شب هم نداده ، آنها را جزء وجودى حساب نكردم . اين حركات و مهربانيها خيلى آنها را از خيالات دور و دراز انداخت . رئيس آنها حاجى عالى خان سگوند كه يكصد سال داشت با كمال بنيه و زرنگى بود ، با اسد خان بيرانوند و مهر على خان برادرش « 1 » و مهر على خان پسر حاج عالى خان « 2 » و جمعى ديگر از خوانين معتبر لرستان مثل باقر خان امرائى و غيره . گفتم برويد به ايلات خودتان و جمعيت ايلات خود را جمع كرده ، شاهان كوه مىخواهم به شكار مرال و خرس بيايم و بعد چگنى به شكار دراج و گراز ، بعد از فراغت از شكار در خرم‌آباد به

--> ( 1 ) . ظل السلطان اشتباه كرده زيرا مهر على خان پسر اسد خان بوده نه برادرش . [ گذشته از اين گزارش ظل السلطان با گفته‌هاى نويسنده درباره عدم حضور اسد خان در جمع خوانين انشعابى تناقض دارد و در صفحه‌هاى بعد نيز بدان اشاره شده است . ] ( 2 ) . منظور مهر على خان سرتيپ پدربزرگ آقايان پور سرتيپ مىباشد كه به دست سالار الدوله در بروجرد گشته شده است .