محمد رضا واليزاده معجزى
185
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
پيشكوه گردش كنم و نواقص كار و موانع پيشرفت امور را بررسى و به مرور اصلاحات لازم را در اين سرزمين وسيع به موقع اجرا گذارم و براى اينكار عجله لازم نيست " . ميرزا رشيد خان بعد از دريافت اين مطالب تعظيمى كرده و از حضور شاهزاده مرخص شده و بدون معطلى بهسمت پشتكوه حركت كرد و به سمت حسين قلى خان والى رسانيد كه حساب ظل السلطان از ساير حكام و شاهزادگانى كه تا اين تاريخ به لرستان آمدهاند جدا است و اگر به تهديد و سياست جلب محبت او نشود ، معلوم نيست عاقبت كار به كجا بكشد . تذكرات حاج صمصام الملك و حشمت الدوله و احتشام الدوله به ظل السلطان مقارن با همين اوقات كه امامجمعه لرستان از جانب خوانين پشتكوه و ميرزا رشيد خان از طرف حسينقلى خان والى پشتكوه نزد ظل السلطان آمده بودند كه نظر موافق او را جلب كنند و آنها با آن جوابهاى تند خشونتآميز مواجهه شده بودند ، سه نفر از رجال برجسته قاجاريه كه سالها ناظر رفتار رؤساى ايلات و طوايف لرستان بوده و شخصا لطماتى از آنان ديده بودند ، نزد شاهزاده آمده و به عنوان خيرخواهى و برحذر داشتن او از خطرات احتمالى ، بعد از تمهيد مقدمات لازم گفتند : " حضرت اقدس و الا از آنجايى كه ما از وضع طبيعى و جغرافيايى لرستان اطلاعات كامل داريم و به روحيه عشاير اين سامان كاملا آشنا مىباشيم ، وظيفه خود مىدانيم به عرض شما برسانيم كه اوضاع لرستان با ساير شهرستانهايى كه شما ديدهايد تفاوت زياد دارد . و در اين خطه جبال صعب العبور و معابر عجيب و خطرناكى دارد كه عشاير ورزيده لرستان آنها را وجببهوجب طى كردهاند و چند نفر از تفنگچيان آنها مىتوانند جلو پيشرفت سپاهيان را بگيرند و بههمين سبب بود كه حكام و شاهزادگان قبلى نتوانستهاند اين قوم را رام سازند . على الخصوص ايلات بيرانوند و سگوند كه دو ايل قوى نيرومند بوده و هر نفرشان در مقابل صد نفر ايستادگى مىكنند . بنابراين به عقيده قربان صلاح و مصلحت امر اين است كه حضرت و الا روش نرمى و مدارا را به تهديد و خشونت ترجيح دهند به فدويان اجازه بدهند كه با قرآن مهر كرده نزد خوانين و رؤساى ايلات و طوايف رفته و از طرف حضرت و الا به آنها قول و اطمينان بدهيم كه بدون ترس و واهمه به حضور بيايند . " متعاقب اين پيشنهاد براى اينكه ظل السلطان را با نظر خود خوانين موافق سازند ، به او گفتند كه شما با اين مشت سرباز ترسوى اصفهانى و روستايى كه همهشان تاب يك حمله لرها را ندارند و با اين چند عراده توپ كه نام آنها را توپ اطريشى گذاشتهايد ، مغرور نشويد .