محمد رضا واليزاده معجزى
169
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
تصادفا در همين اوان ظل السلطان براى ديدار شاه و بعضى كارهاى شخصى و ديوانى به تهران رفته بود و ميرزا حسين خان سپهسالار صدراعظم وقت كه با ظل السلطان ميانه خوشى نداشت ، به شاه تلقين كرده بود كه اداره و نظم لرستان و خوزستان فقط از ظل السلطان ساخته است و لا غير و در باطن قصدش اين بود كه وى در تنظيم و تمشيت امور لرستان و خوزستان توفيق حاصل نكند و نزد پدر به بىعرضگى و ناتوانى معرفى شود . زيرا بنا به گفته خود ظل السلطان حكايت لرستان و خوزستان از قبيل غار افراسياب و چاه عزازيل و كوه قاف و شمامه و دمامه جادو و طلسم اعظم و خانه شيطان به شمار مىرفته و كسى جرأت قبول مسئوليت آنجا نداشته است . " ظل السلطان كه از خدا مىخواست مناطق بيشترى به قلمرو حكومت او افزوده شود ، قدرتش براى نقشههايى كه در باطن طرح كرده بود ، بيشتر گردد ؛ امر شاه را اطاعت كرد و فرمان حكومت لرستان و خوزستان به نام سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان صادر گرديد . روابط ظل السلطان با ميرزا ملكم خان ناظم الدوله جاى ترديد نيست كه ظل السلطان از موقعى كه خودشناس شد و قوه ادراكش تميز مىداد ، نظر به شغل و مقام ولايتعهدى داشت . وى علاوهبر اينكه پسر ارشد شاه بود از لحاظ هوش و فراست و معلومات نيز بر وى ترجيح داشت و از حيث نيروى بدنى و استعداد و قوه مديريت و انضباط نيز به مراتب و درجات در سطح بالاترى قرار داشت و همين مزايا [ به اضافه ] حرص ، جاهطلبى و جمع مال توام با ستمگرى موجبات سقوط او را فراهم كرد . او براى احراز مقام ولايتعهدى و جلوس بر تخت سلطنت از هر فرصت و پيشآمدى استفاده مىكرد و هر شخصى را كه احتمال مىداد در وصول به هدف او مؤثر باشد ، به خود نزديك مىساخت . وى با هوش سرشارى كه داشت اين نكته را تفرس كرده بود كه ملت ايران از خواب غفلت بيدار شده و از آزادى و اصلاحات دم مىزند ، بنابراين او هم تظاهر به اصلاحطلبى و آزادى خواهى مىكرد و از مضار استبداد سخن مىگفت . در خفا با سيد جمال الدين اسدآبادى رابطه پيدا كرده و براى او مستمرى مىفرستاد و اشخاصى را فيما بين خودش و او رابطه و واسطه ساخته بود و بعيد نيست برادر ميرزا ملكم خان ناظم الدوله وسيله مرابطات و مراجعات ظل السلطان و سيد جمال الدين بوده است از جمله اشخاصى كه ظل السلطان به جهت وصول به مقاصد و نيات خود با آنها دوستى و مكاتبه داشت ميرزا ملكم خان ناظم الدوله [ 6 ] بود .