محمد رضا واليزاده معجزى

166

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

امنيت و آرامش دو سال ظل السلطان ياد مىكردند و افسوس مىخوردند . اكنون عمليات ظل السلطان را در لرستان مورد بررسى و قضاوت قرار مىدهيم . با اعتراف به اين‌كه نفس آدمكشى و سفك دماء از زشت‌ترين و ناستوده‌ترين كارها است و به‌همين علت امروز در بسيارى از كشورها كه به اوج تمدن رسيده‌اند مجازات اعدام را از قوانين كيفرى خود حذف نموده‌اند و نيز با تصديق به اين‌كه ظل السلطان ذاتا مردى بىرحم و بدنسق بوده و شايد ساديسم خون‌ريزى و آدمكشى هم داشته است و ما در فصول پيش راجع به جنبه قساوت قلب او به قدر كافى سخن گفته و به موارد سفاكى او اشاره كرده‌ايم ، با اين حال وقتى كه اوضاع و احوال لرستان را پيش از حكومت شاهزاده در نظر مىآوريم ، مصلحت جامعه اقتضا داشته كه حاكم جديد ابراز قدرتى در محل بكند و گردنكشان لرستان را كه به عنان گسيختگى خوگرفته بودند ، مرعوب سازد . البته نه با اين شدت . خودسرى خوانين به جايى رسيده بود كه اسد خان بيرانوند كه خود منصب سرهنگى داشت و فرمانده فوج بيرانوند بود ، بدون اندك و همه‌اى از كيفر ، برادرزاده خودش را با دست خودش به قتل رسانيد و سال قبل كه براى شركت در سان و رژه به تهران رفته بود ، به عشق يكى از شاهزاده خانم‌ها مبتلى و سان و رژه و همه‌چيز را از ياد برده و موقعى كه عملياتش برملا شد ، نفرات فوجى را در تهران به معاون خود سپرده و به لرستان مراجعت كرد و بعضى گفته‌اند اين دو جرم باعث قتل او بوده است . آن اوقات امنيت در لرستان نبود و مالياتها وصول نمىشد و موقعى كه خوانين شنيدند شاه لرستان را به ظل السلطان سپرده ، به شاه شكايت كردند كه ما لرستانيان نمىتوانيم بار حكومت او را بكشيم . اين قضايا خشم ظل السلطان را برانگيخت و علاوه‌براين رويه و متد حكومت او نيز هم‌چنين بود كه در ولاياتى كه جديدا به قلمرو فرمانفرمايى او افزوده مىشد ، يكى دو نفر گناهكار را به قتل مىرسانيد و مردم را چنان مرعوب مىكرد كه ديگر احدى از حدود خود تجاوز نمىكرد . ظل السلطان به هيچ مسأله‌اى از مسائل اجتماعى و سياسى و اقتصادى به اندازه امنيت و نظم مناطق اهميت نمىداد و از مجازات كسى كه موجب بىنظمى شده و يا به نحوى از انحاء به امنيت و آرامش محل لطمه وارد ساخته ، صرف‌نظر نمىكرد و شديدترين كيفرها را نسبت به آنها روا مىداشت . با اين‌كه نواب ايالت و ولايت را از بين زبده‌ترين مردان انتخاب مىكرد و به ويژه سعى داشت