محمد رضا واليزاده معجزى

164

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

از او ياد نكرده و بلااستثناء او را بىرحم و خون‌ريز و طماع معرفى كرده‌اند . ولى درعين‌حال وى را حاكمى لايق و باكفايت دانسته‌اند . البته مورخين را در اين اظهارنظر نمىتوان مغرض دانست زيرا اعمال و رفتار شاهزاده مبين اين مطلب است و او خونهايى را ريخته كه به هيچ‌وجه موافق مصلحت ملك نبوده و كشتن جمعى از اطرافيان را به وسيله قهوه مسموم يا چيزهاى ديگر و بعد دست انداختن روى اموال و متروكات آن تيره‌بختان غير از ارضاء حس طمع و پول دوستى او طور ديگر نمىتوان تعبير كرد . با اين وصف به قول حافظ : " عيب مى جمله بگفتى هنرش نيز بگو " ، نمىتوان گمان كرد كه ظل السلطان لايقترين پسران ناصر الدين شاه بود و هيچ‌يك مانند او در نظم و نسق و ملك‌دارى و تأمين امنيت جدى و كوشا نبوده‌اند . چنان‌كه در قلمرو حكومت ظل السلطان راهزنى و دزدى و غارتگرى ندرتا ديده شده در صورتىكه در مناطق ديگر ايران كه دست حكام ديگر بود ، اثرى از امنيت و آرامش وجود نداشت و كمتر قافله و يا مسافرى درست صحيح و سالم به مقصد مىرسيد . ظل السلطان در قلمرو خود يك ارتش منظم و تعليم يافته كه تحت مهمترين مربيان و متخصصين تربيت شده بودند و عده آنها از بيست هزار نفر تجاوز مىكرد ، آماده و حاضر داشت كه به تصديق مورخين از حيث تعليمات و سازوبرگ و اسلحه با ارتش‌هاى اروپايى برابرى مىكرد در صورتىكه شاه مملكت در پايتخت خود هزار نفر سرباز مجهز كه هميشه آماده خدمت باشند ، نداشت و عده‌اى كه اسما سرباز دولت بودند ، به كسب و كار خود سرگرم و جز در مواقع سان و رژه كه چند ساعت با لباس مندرس و ساز و برگ فرسوده ، حاضر مىشدند اثرى از سپاهىگرى در وجود آنان نبود . با اين‌كه نواحى غربى و جنوبى كشور كه به ظل السلطان سپرده شده بود ، مركز طوايف و قبايل و ايلات مهم و خشن عرب ، لر ، كرد ، قشقائى و غيره بود كه رام كردن آنان به ويژه در آن اوقات كارى بس دشوار بوده و ساكنين نواحى شمال كه جزو قلمرو ساير حكام و شاهزادگان قاجار بود ، مردمى ميطع و رام و آرام بودند ، مع هذا آن اندازه امنيت و آرامش كه در قلمرو وسيع حكومت ظل السلطان وجود داشت يك دهم آن در قسمت ديگر ايران كه در دست شاه و شاهزادگان بود ، وجود نداشت . ماليات قلمرو وسيع ظل السلطان تماما در سر موقع وصول و آن قسمت كه سهم خزانه بود ، بدون تاخير در رأس موعد تحويل مىگرديد درحالىكه ماليات قسمت‌هاى ديگر ايران غالبا