محمد رضا واليزاده معجزى
163
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
نيست و قطعا بايد صندوقچه جواهرات خانم را پس بدهى و در غير اين صورت مىدهم تو را شقه كنند . بعد روى به خانم كرد و گفت : " شما پول را حاضر كنيد من پدر اين حاجى آقا را درآورده و جعبه را از او مىگيرم و به شما مىدهم و يا مجبورش مىكنم از عهده خسارت شما برآيد . " روز ديگر خانم سى هزار تومان را حاضر كرده ، به دار الحكومه حمل نمود . شاهزاده در حضور رئيس التجاره و جمعى كه حاضر بودند ، صندوقچه را درآورده و برابر خانم گذارده . خانم وقتى صندوقچه را ديد ، ملتفت شد رودستى سختى خورد و شاهزاده با طرح يك نقشه ماهرانه خوب او را گير انداخته است . بنابراين صندوقچه را برداشت تا كار را بههمينجا خاتمه دهد . لكن ظل السلطان گفت : " خانم امانت خود را تحويل بگيريد و صندوقچه را باز كرده جواهرات را وارسى كنيد مبادا كم و كسرى داشته و قفل شما را دست زده باشند . خانم هرچه امتناع كرد ، ظل السلطان كه مىخواست او را نزد آن جمع رسوا و ضمنا هوشمندى و سياست خود را هم نشان دهد ، از وى نپذيرفت و بالاخره مجبور شد صندوقچه را باز كند و ظل السلطان كاغذ را به دست گرفت و در حضور مردم خواند و نيرنگ آن زن مكار را آفتابى كرد و بعد امر داد او را مجازات كردند مردم به هوشيارى و فراست فوق العاده شاهزاده آفرينها گفتند و تحسين كردند « 1 » براى اينكه خوانندگان از حيله زن آگاه شوند توضيحا اضافه مىنمايد كه خانم مزبور در صندوقچه كه در شكل و اندازه و ساير خصوصيات و نشانىها اندك فرق و قضاوتى باهم نداشتند با خود آورده بود كه در يكى از آنها جواهرات و احجار كريمه بود و در ديگرى مشتى سنگريزه و لنگه كفش . نخست خانم صندوقچهاى را كه محتوى جواهرات بود به حاجى نشان داده و او هم داخل آن را با دقت معاينه و جواهرات را يكانيكان ديده و اصالت آنها را تصديق كرده جعبه را به خانم رد كرد و خانم با تردستى آن را با صندوقچه مشابه خود كه محتوى سنگريزه بود عوض كرده و صندوقچه جواهرات اصل را خود برداشت و چون اين كار را در زير چادر انجام داد حاجى رئيس التجاره به هيچوجه ملتفت كار او نگرديد . قضاوت مغرضانه در پيرامون سياست و نحوه حكومت ظل السلطان در مورد سياست و نحوه حكومت ظل السلطان بايد گفت كه هيچ كدام از مورخين به خوشى
--> ( 1 ) . اين داستان با افزايش مقدمه و تصرفاتى در بعضى فرازهاى آن از مجله " خواندنىها " شماره مسلسل 263 نقل گرديد .