محمد رضا واليزاده معجزى
159
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بنابراين تحقيقات علامه فقيد را به عنوان تكمله اين فصل مىآوريم و آنگاه بشرح وقايع ايام حكومت اين شاهزاده كه سالهاى متوالى بر قطر عظيمى از كشور ايران فرمانفرمايى كرده و افكار داخله و خارجه را به عمليات و نقشههاى خود متوجه ساخته مىپردازيم . « 1 » نظر كلى و اجمالى راجع به ظل السلطان از ابتداى كتاب تا اينجا مربوط به شرح زندگانى شاهزاده سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان از ولادت تا مرگ بود و ما اين شرححال را با استفاده از منابع موثق و مورد اعتماد نوشتيم و اطلاعات شخصى خود را نيز كه براساس مدارك معتبر و صحيح مىباشند ، نيز بر آن افزوديم كه خوانندگان تاريخ لرستان قبل از مطالعه وقايع دوران حكومت شاهزاده در لرستان كما ينبغى قيافه حقيقى او را شناخته از صفات و درجات و نحوه حكومت او آگاه شوند . در پايان بىمورد نيست كه حسن و قبح اعمال ظل السلطان را كه معروفترين و مقتدرترين و لايقترين شاهزدگان عصر ناصرى بوده و سالهاى متمادى بر يكسوم از خاك ايران حكومت مطلقه داشته ، روى هم گذاشته و همانطور كه مورخين بىنظر حقيقتپرداز درباره او قضاوت كردهاند ، اغراض را به كلى كنار گذارده و در نهايت بىطرفى اعمال او را در زير ذرهبين قرار داده و اطراف و جوانب كارش را وارسى كرده و شرايط زمانى و مكانى را در نظر گرفته و مقتضيات را عادلانه مورد توجه قرار داده و ماحصل 45 سال دوران فرمانفرمائى او را در فرازهاى زير خلاصه نماييم : 1 - نظم و انضباط و كوبيدن هرنوع سركشى و طغيان و جلوگيرى از خودسرى و هرجومرج در سراسر قلمرو حكومت . 2 - ايجاد امنيت و آرامش در حوزه وسيع حكومت خود . 3 - ايجاد يك ارتش نيرومند و متحد الشكل و ورزيده و تعليميافته ، مطابق ارتشهاى آن زمان قاره اروپا با سازوبرگ و تمام تجهيزات نظامى و جنگى و پرداخت جيره و مواجب آنها . 4 - استفاده از وجود مردان و جوانان عالم و فاضل و بهرهگيرى از علوم و فنون و تخصصات آنان على
--> ( 1 ) . [ گويا نويسنده محترم باوجود « ظل السلطان نامه » مفصلى كه در دل تاريخ لرستان جاى دادهاند ، هنوز دريغ از پايان بخشيدن سخن دارند ، به درستى روشن است كه اين " دريغ " از آن روزگارى است كه كمتر كسى به اينگونه نوشتهها دسترسى داشت و خوشبختانه امروز چنين نيست . از اينرو براى پرهيزى از به درازا كشيدن گفتار ، " مقاله علامه قزوينى " را حذف كرديم . ]