محمد رضا واليزاده معجزى
158
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
وقت به فكر بازماندگان عده بيشمارى افتاده باشد كه به تيغ بيداد وى هلاك و رهسپار ديار عدم گرديده بودند . ظل السلطان در اوايل جنگ بينالملل اول به اصفهان مراجعت نمود و در باغ نوعمارت اختصاصى خود منزوى گرديد و عاقبتالامر گرفتار عواقب شوم گذشته خود شد و جنون بر وى استيلا يافت تا بالاخره در شب 23 رمضان سال 1336 درگذشت و جنازه او را به مشهد حضرت ثامن الائمه انتقال داده و در آنجا به خاك سپردند . آقاى جابرى انصارى در ماده تاريخ فوت او مىگويد : زين پرستار جهان صافى دوا خواهى ولى * نيست اندر دست و جامش غير درد و غير درد عبرت از آن آفتابى گير كاندر سايهاش * مال دولت برد جمعى خردسال و سالخورد چرخ چون برگشت آن تدبير و نيرو شد و مال * هرچه دستش زر شمرد و هرچه عقلش پا فشرد با تمام اعتبار از دوده بىاعتبار * جز بد و نيك عمل همراه خود چيزى نبرد پرده گير از اين معما جابرى بىپرده گو * بهر تاريخ وفاتش « ظل السلطان بمرد » ( 1336 ) ظل السلطان فرزندان متعددى داشته و از پسرهاى وى اكبر ميرزا صارم الدوله و محمود ميرزاى يمين السلطنه و همايون ميرزا امير ارفع و اسماعيل ميرزا معتمد الدوله و اردشير ميرزا و غلامحسين ميرزا در حياتند ولى جلال الدوله و فيروز ميرزا و تيمور ميرزا و محمد حسن ميرزا وفات كردهاند . « 1 » اگرچه براى شناساندن ظل السلطان و توجه به روحيات و اخلاق و عادات و بالاخره محسنات و مضرات و سوانح زندگى او همين اندازه كه نوشتهايم كافى به نظر مىرسد ، لكن در يغم آمد از مقاله عالمانه و محققانه علامه فقيد سعيد مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى بگذريم .
--> ( 1 ) . قسمتى از شرححال ظل السلطان مأخوذ از مقاله جامع و مسبوط دانشمند محترم آقاى حسين سعادت نورى هست و درعينحال مطالب آن را با متن كتابهاى كه معظم له معرفى فرمودهاند ، تطبيق نمودهايم .