محمد رضا واليزاده معجزى
152
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اعتماد السلطنه در يادداشتهاى روزانه خود كه جزو اسناد معتبر 14 سال اواخر سلطنت ناصر الدين شاه محسوب مىشود ، جزو يادداشتهاى چهارشنبه ششم شعبان سال 1313 قمرى مىنويسد : " و باز حضرت و الا ظل السلطان قتل نفسى فرمودهاند . ميرزا رضا حكيم بنان الملك نوكر قديم خودش را با سم الغار مسموم كرده است . خداوند انشاء اللّه جان ما را قربان پادشاه كند كه اقلا اگر مكنت و اعتبارى نداريم راحت مىخوريم و مىخوابيم . رضيت من القسمه با لاياب " همو در يادداشتهاى روز جمعه 15 رمضان 1311 مىنويسد : " امروز تعطيل كردم صبح باغچه رفته و عصر يعنى بعد از مغرب منزل مخبر الدوله و از آنجا به ارگ ظل السلطان منزل جلال الدوله رفتم . ايشان مىگفتند كه پدر محترمشان ظل السلطان از يك چشم كه مدتها است كه نابينايند و يك چشم ديگرشان هم قريب به نابينايى است . سى هزار تومان به " گاله چوسكى " كحال معروف پاريس دادهاند و او را به ايران طلب نموداند كه عنقريب وارد خواهد شد و در همين پارك منزل خواهد كرد و از اينجا به اصفهان خواهد رفت . بلى اين آسمان كجرفتار براى هيچ كس به خوبى نمىآورد و سعادت و اقبال را به آخر نمىرساند . همينكه شخص را بلند كرد به قول ولتر حكيم : ربالنوعهايى كه در آسمان هستند به او حسد مىبرند و او را به اقبح وجهى به زمين مىزنند و پست مىكنند . شاهزاده آزاده از تمام نعمتهاى دنيوى بهرمند است بيست كرور پول دارد كه پدر تاجدارش ندارد . تجاوز از ده كرور جواهر و ملك دارد و از سن مبارك چهل و هفت سال زيادتر نرفته است . شان دارد . قدرت دارد . تسلط دارد . به محض جلب اين مكنت و اثبات قدرت بيشتر از هزار نفس محترم را به سم و تير و گلوله كشت و زياده از يك كرور نفس را از گرسنگى و غصه و فلاكت معدوم ساخت . آيا اگر چشمهاى مبارك ايشان كم نور شود ، مىتواند نسبت ظلم به رب الارباب دهد و مدير عالم را به بىاعتدالى متهم سازد . نه و اللّه . از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو بعد جزو يادداشتهاى 16 صفر همين سال از قول صدراعظم مىنويسد : " على المشهور ظل السلطان ديوانه شده : " آنگاه نوشته است : " خداوند مردم اصفهان و يزد را حفظ كند زيرا وقتى كه شاهزاده به عقل و فراست معروف بود ، آن بيچارهها با انواع صدمات متبلى بودند حالا كه جنون هم مزيد علت شده . " در مورد بىرحمى و خونريزى ظل السلطان شواهد و دلايل بسيار در دست است كه ذكر آنها باعث طول كلام مىشود و از آن جمله است كشتار دسته جمعى خوانين لرستان كه مرتكب هيچ نوع گناهى نشده بودند و چون در اين كتاب شرح آن به تفضيل خواهد