محمد رضا واليزاده معجزى

153

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آمد ، لذا در اينجا احتياج به ذكر آن نداريم . ظل السلطان از حكومت همه شهرستانها ( به استثناء اصفهان ) معزول مىشود چون بيدادگرى و بلندپروازى ظل السلطان روزبه‌روز به فزونى مىنهاد ، شاه در زمستان سال 1306 هجرى او را به تهران احضار كرد . عباس ميرزا ملك‌آرا در صفحه 105 كتاب خود مىنويسد . دلايل عزل ظل السلطان را چيزها گفته‌اند ولى صحيح اين است كه ظل السلطان در ادارات خود كمال تسلط را داشت جنرال واگنر خان اطريشى را شاه ظاهرا براى ملاحظه قشون ابوابجمعى و باطنا براى تحقيق كار او فرستاد . واگنر خان كما ينبغى بعد از مراجعت مايه ظل السلطان را گرفت و دالغوركى وزيرمختار روسيه هم در جاجرود اظهارات زياد در اين باب كرد و حقيقتا شاه را ترساندند به درجه‌اى كه روزى سوارهاى ظل السلطان را خواست سان ببيند حكم كرد كه تفنگ در دست نگيرند و در عوض تفنگ هر سوارى چوب در دست داشته باشد و نيز گفته‌اند كه ظل السلطان از اصفهان به تهران آمده بود . شاه از فرط غضب خواست با تفنگ او را بزند ولى حكيم الملك مانع شد . امين السلطان در نزد ناصر الدين شاه تعهد عزل او را نمود . روزى برحسب معمول اعلىحضرت شاه را با تمام خدام و چاكران ظل السلطان دعوت كرد ، از قرار معلوم پيشكش زيادى هم گذاشت و عصرى كه شاه مراجعت كرد ، حكم صريح به امين السلطان شد كه بايد ظل السلطان معزول شود . فرداى روز مهمانى ظل السلطان را احضار كردند و از آنجا با امين السلطان رفتند آبدارخانه آنجا دستخط شاه را امين السلطان نشان داد كه شما بايد از جميع ولايات اداره خودتان استعفا كنيد . ظل السلطان هرچه تلاش كرد ، قبول نشد و حكما عريضه استعفا را از او گرفتند و تنها اصفهان را براى او گذاشتند « 1 » و فورا حكومت‌ها را مفوض كردند

--> ( 1 ) . مرحوم عبد اللّه مستوفى در " شرح كتاب شرح زندگانى من يا تاريخ ادارى و اجتماعى قاجاريه " ( صفحه 505 و 506 ، چاپ اول ) چنين مىنويسد : « مردم براى اعمال غير عادلانه ظل السلطان از او راضى نبودند وقتى بعضىها حدس مىزدند كه اگر حادثه‌اى براى شاه اتفاق افتد ، ظل السلطان زير بار مظفر الدين ميرزا نخواهد رفت و اگر از قدرتش بكاهد مردم را گرفتار جنگ داخلى خواهد كرد . برخى هم مدعى بودند كه شمشيرى به استادهاى اصفهان سفارش داده و روى تيغه آن " مظفركش " نوشته است . اين نارضاى عمومى از ظل السلطان امين السلطان را در حمله به او بيشتر جرى مىكرد . از طرف ديگر هم ممكن بود همين‌كه كار از نايب السلطنه شروع كند ، ظل السلطان هواى كار را نگاه داشته و با قدرتى كه دارد خيال امين السلطان را برهم زده ، سهل است ، اسباب كار او را فراهم آورد . به اين جهت‌ها بود كه حمله به دو برادر را از ظل السلطان شروع كرد . معلوم نيست امين السلطان با چه مقدماتى شاه را براى اين كار حاضر كرد شايد كثرت توجه رجال كشور را به