محمد رضا واليزاده معجزى

149

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آورده كه موجب بسى شگفتى است زيرا همه‌كس مىداند كه ظل السلطان سعى در انهدام و تخريب آثار هنرى و زيباى اصفهان داشت كه در نظر ناصر الدين شاه جلوه نكند و مصالح آنها را به مصرف فروش رسانيد و بهاى حاصله را روى پولهاى ديگرش گذاشت و اگر بعضى خيرانديشان اصفهان به وسايل مختلف حتى دادن رشوه او را از خرابكارى بازنمىداشتند ، اكنون اثرى از عمارات و مساجد و مدارس شهر اصفهان برجاى نمىگذاشت و آثار دوره صفويه را به‌طورى محو مىكرد كه جز نامى از آنها باقى نمىماند . در سال 1344 كه نگارنده برحسب اتفاق ملازم حضور جمعى از بزرگان ، در شهر اصفهان بودم . در معيت آنان همه آثار هنرى و تاريخى اين شهر را با دقت نگريستم مهمترين چيزى كه جلب توجه مىكرد ، نقاشىهاى زيباى عمارات عصر صفويه بود كه به دستور ظل السلطان روى آنها را گچ ماليده بودند بعدها در زمان حكومت پهلوى استادان و هنرمندان ايران با دقت غير قابل وصفى قشر گچ را روى آن نقاشى كنده و نقاشىها را نمايان ساخته‌اند . اين مجالس رنگين كه رشك نگارخانه چين [ هستند ] به قدرى زيبا و عالى ساخته شده‌اند كه بيننده را محسور مىكند و از كردار ظل السلطان كه آن‌چنان آثار زنده و ارزنده را به كلى از بين برده و يا در زير گچ مستور ساخته‌اند ، به شگفت اندر مىسازد . « 1 » اهميت آثار تاريخى اصفهان از هجوم گردشگران و دانشمندان و محققين كشورهاى مختلف جهان به اين شهر معلوم مىگردد و چه بسا اشخاصى كه فقط به منظور مشاهده اين آثار مهم زحمت مسافرت را بر خود تحميل مىسازند و از آن همه آثار ذوق و هنر ايرانى روزى صدها عكس به وسيله آنها گرفته مىشود . قساوت قلب گويند قساوت قلب و بىرحمى ظل السلطان به حدى بود كه مظفر الدين شاه هر وقت مىخواست كسى را به قساوت و بىرحمى مثل بزند ، مىگفت : " اين آقا را نمىشناسيد اين آقا عينا مثل ظل السلطانست . در ايام طفوليت باهم درس مىخوانديم . طرف عصر كه به اندرون مىرفتم ظل السلطان با ميخ و چاقو چشم گنجشكهايى را كه غلام‌بچه‌ها براى او مىآوردند ، در آورده و آنها را در هوا رهائى مىكرد و مىگفت : " داداش ببين حالا چطور پرواز مىكنند . يك روز

--> ( 1 ) . لاقيدى و بىاعتنائى شاهان قاجار نسبت به اوضاع ايران از همين رفتار ظل السلطان با آثار تاريخى اصفهان ثابت مىشود زيرا در آن هنگام نه شاه و نه وزيران در مقام جلوگيرى از اقدامات ظل السلطان برنيامده و به او اعتراض نكرده كه چرا پنجاه و هشت دستگاه عمارات و مدرسه و باغ را معدوم و باقيمانده را با گچ از ميان برد .