ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
73
تاريخ گيلان ( فارسى )
مصحوب ملك مظفر شوم ظفر منجيلى كه ابو موسى اشعرى سلسلهء شاه جمشيد خان بود ، به درگاه سلطان محمد خدابنده ، به دار السلطنهء تبريز ارسال نمودند و ميرزا سليمان وزير و اركان دولت را به اموال و اسباب مشاراليه تطميع نمودند . و بعد از دو ماه و هجده روز كه جمشيد خان مظلوم را در محال كهدم مقيد و محبوس مىداشتند ، روز يكشنبهء هشتم شهر محرم الحرام سنهء تسع و تسعين و تسعمائه « 1 » ، به تدبير و تزوير قرابهادر نمك به حرام ، سيصد نفر از لئام بيهپس را انتخاب نموده ، همراه حمزه بيك « 2 » - پسر قرابهادر - به گوراب كهدم فرستادند و جماعت مذكور ، به گوراب كهدم ، در يكى از نكبت خانههاى ملعون ، به زه كمان ، شاه جمشيد خان مظلوم خسته خاطر جگر سوخته را به درجهء شهادت رسانيدند . رحمة اللّه عليه و لعنة اللّه على قاتلهم اجمعين . و والدهء شكستهء او را ، در منزل نامبارك مير حسين لعين كيجائى ، پيش از قضيهء هائلهء پسرش ، به دستور مسطور ، به قتل آورده بودند . رباعى : رخى كز برگ گل آزار مىيافت * تنى كز تار موئى بار مىيافت به تدبير ستم شد كشته ناگاه * به خون و خاك شد آغشته ناگاه « 3 » ايضا رباعى : اين كهنه رباط را كه عالم نام است * آرامگه ابلق صبح و شام است بزمى است كه واماندهء صد جمشيد است * گورى است كه تكيهگاه صد بهرام است
--> ( 1 ) - نسخهء د : سنهء سبع و تسعين و تسعمائه . ( 2 ) - نسخهء د : حمزه خان . ( 3 ) - اين دو بيت نه از نظر وضع رباعى است و نه از نظر وزن .