ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
74
تاريخ گيلان ( فارسى )
نظامى : فعان زين چرخ كز نيرنگ سازى * گهى شيشه كند گه شيشه بازى مباش ايمن كه اين درياى خاموش * نكرده است آدمى خوارى فراموش بزن تيرى بر اين چرخ كمانپشت * كه چندين نسل در نسل ترا كشت جهان آن به كه دانا تلخ گيرد * كه شيرين زندگانى تلخ ميرد مضمون رقم سلطان محمد خدابنده كه به كامران ميرزاى كهد مىنوشته بعد از واقعهء هائله فرمان همايون شرف نفاذ يافت ، آنكه ايالت پناه ، حكومت دستگاه ، شفقت انتباه ، عمدة الامرا و الحكام العظام ، جلال الايالة ، ميرزا كامران خليفه ، به وفور عنايات و التفات بيكران شاهى و مزيد عواطف و تلطفات بىپايان پادشاهى كه دربارهء آن امارت و حشمتپناه ، بيرون از حد متناهى است ، مخصوص و ممتاز و مفتخر و سرافراز گشته بداند كه چون غبار شقاوت و ادبار ، بر چهرهء روزگار جمشيد خان كه پروردهء نعمت اين خاندان و تربيت يافتهء اولياى دولت اين دودمان بود ، نشسته ، در مقابل حقوق و احسان ، عقوق و عصيان و كفران پيش گرفته بود ، دست ولايت ، به دستيارى انتقام احباى خلافت ابدى الغايت ، مكافات عصيان او داده ، عرضه داشتى كه آن عمدة الحكام در باب او مرفوع درگاه جهان پناه نموده بود ، روز چهارشنبه نوزدهم شهر جمادى مصحوب ملازم آن ايالت پناه رسيد و بر مضامين آن اطلاع حاصل شده آنچه از آن خليفة الخلفائى در اين ماده واقع شده ، به مقتضاى اراده و داد