ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
59
تاريخ گيلان ( فارسى )
لشتهنشا قيام و اقدام مىنمود . تا آنكه جرأت و جسارت اميره دوباج و تصرف الكاى بيهپيش و مسدود گردانيدن طرق و شوارع به دار السلطنهء قزوين ، مسموع شاه طهماسپ شده ، مقرر نمود كه اميره ساسان - حاكم گسكر - و احمد سلطان - وكيل فرزندى شاه جمشيد خان - با لشكر فراوان ، بر سر اميره دوباج رفته ، بلا تعلل و اهمال او را گرفته ، ارسال دارند . حسب الفرمان ، اول مرتبه اميره ساسان به اتفاق عسكر گسكر ، از راه فرضهء انزلى روانهء لشتهنشا شده و از آنجا به موضع فرضهء حسن كياده ، در كنار درياى قلزم تلاقى فريقين دست داده ، از طرفين جمعى كثير به قتل رسيده ، آخر الامر لشكر گسكر هزيمت و فرار اختيار نمود و اميره ساسان تاب مقاومت ايشان نياورده ، چاره جز فرار نيافت و اميره دوباج تا كنار فرضهء انزلى كه دو فرسخ مسافت است ، گريختگان را تعاقب نموده ، خلقى كثير به قتل رسيدند . و بعد از اين فتح كه اميره دوباج را رو داده بود ، احمد سلطان به تهيهء لشكر بيهپس پرداخته و به احضار عساكر امر نموده ، قريب ده هزار آدم در سياه رودبار رشت جمعيت نمودند . و بعد از آن احمد سلطان ، به اتفاق سرداران و سپهسالاران ، لشكر بيهپس را در محال مزبور سان داده ، آقا مير بيك - پسر خود - را سردار لشكر نموده ، به آهنگ جنگ اميره دوباج روانه نمود . و آقا مير بيك با لشكر فراوان به كوچسفهان رفته ، اميره دوباج نيز از عزيمت و جمعيت لشكر بيهپس آگاهى يافته و تمهيد قواعد جنگ و استعداد مراتب جدال نموده ، به اتفاق سرداران و سپهسالاران بيهپيش و رؤساى چپك و اژدر « 1 » ، از آب سفيدرود عبور نموده ، در روز پنجشنبهء
--> ( 1 ) - در اصل : اشپر .